صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1857

غزل شمارهٔ 1857

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انداردشمع

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

باز امشب نفس شعله فشان دارد شمع

حیرتم سوخت ندانم چه زبان دارد شمع

2

صافی آینه ناموس غبار رنگ است

جز سیاهی به دل خود چه نهان دارد شمع

3

نیست جز بخت سیه زیر نگین داغم

حکم بر مملکت شام روان دارد شمع

4

صنعت جرأت عبرت نگهان هوش ‌رباست

حلقه چشمی است‌ که بر نوک سنان دارد شمع

5

یک قدم ره همه شب تا به سحر پیمودن

بی ‌تکلف چقدر ضبط عنان دارد شمع

6

تا نفس هست ز دل کم نشود گرمی عشق

شعله تابی است ‌که در رشتهٔ جان دارد شمع‌

7

زندگی ‌گرمی بازار نفس سوزیهاست

از قماش پر پروانه دکان دارد شمع

8

خامشی صرفهٔ جمعیت آسوده دلی است

ناله در بستن منقار نهان دارد شمع

9

زنگ آیینهٔ دل آمد و رفت نفس است

از هجوم پر پروانه زبان دارد شمع

10

عالمی بر نفس سوخته چیده است دکان

اینقدر تار به یک موی میان دارد شمع

11

چشم عشاق فنا میکدهٔ شوخی اوست

در لگن ناوک دیگر به ‌کمان دارد شمع

12

بیدل از سوختنم رنگ سراغش دریاب

کیست پروانه ‌که ‌گوید چه نشان دارد شمع

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای هستی تو وضع درنگ و شتاب شمع

بر دوش فرصتت سر و پا در رکاب شمع

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1856

اگلی نظم

هر چه در دل ‌گذرد وقف زبان دارد شمع

سوختن نیست خیالی که نهان دارد شمع

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1858

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر چه در دل ‌گذرد وقف زبان دارد شمع

سوختن نیست خیالی که نهان دارد شمع

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1858

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور