بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2081غزل شمارهٔ 2081شاعر: بیدل دهلویوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رتمیگردمصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنفسی چند جدا از نظرت میگردمباز میآیم و برگرد سرت میگردم2نقل کریںهستیام گرد خرام است چه صحرا و چه باغهرکجا مهر تو تابد سحرت میگردم3نقل کریںبیتو با عالم اسباب چه کار است مراموج این بحر به ذوق گهرت میگردم4نقل کریںنیست معراج دگر مقصد تسلیم وفاخاک این مرحلهام پی سپرت میگردم5نقل کریںنفس خون شده در خلوت دل بار نیافتمحرم رازم و بیرون درت میگردم6نقل کریںدر میان هیچ نمییابم ازین مجمع وهملیک بر هر چه بپیچمکمرت میگردم7نقل کریںوهم دوری چقدر سحر طراز استکه منهمعنان تو بهذوق خبرت میگردم8نقل کریںوصل بیتاب پیام است چه سازم یا ربپیش خود درهمهجا نامه برت میگردم9نقل کریںبه نمی از عرق شرم غبارم بنشانکه من گم شده دل دربهدرت میگردم10نقل کریںبیدل ازسعی مکن شکوهکه یکگام دگرپای خوابیدهٔ بی درد سرت میگردم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو شمع از انفعال آگهی بیتاب میگردمبه صیقل میرسد آیینه و من آب میگردمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2080اگلی نظمنه بر صحرا نظر دارم نه در گلزار میگردمبهار فرصت رنگم به گرد یار میگردمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2082آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو شمع از انفعال آگهی بیتاب میگردمبه صیقل میرسد آیینه و من آب میگردمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2080
اگلی نظمنه بر صحرا نظر دارم نه در گلزار میگردمبهار فرصت رنگم به گرد یار میگردمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2082