زمین
تر نسازد گریه های ابر نیسانی مرا
جوهر دیگر بود در گوهرافشانی مرا
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 183
نیست بر خاطر غباری از پریشانی مرا
جامه فتح است چون شمشیر عریانی مرا
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 184
بر نمی آید ز چشم از جوش حیرانی مرا
شد نگه، زنار تسبیح سلیمانی مرا
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 13
دام یک عالم تعلق گشت حیرانی مرا
عاقبتکرد این در واکرده زندانی مرا
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 129