بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 49غزل شمارهٔ 49شاعر: بیدل دهلویوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نماراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسری نبود به وحشت ز بزم جستن ما رافشار تنگی دلها شکست دامن ما را2نقل کریںچو اشکِ بیسروپایی، جنونِ شوق که داردز کف نداد دویدن عنان دیدن ما را3نقل کریںرسیدهایم ز هر دم زدن به عالم دیگرسراغ از نفس ما کنید مسکن ما را4نقل کریںسیاهروزی شمع آشکار شد ز تأملبه پیش پا چه بلاییاست طبع روشن ما را5نقل کریںکجا رویم که بیداد دل رسد به شنیدنبه سرمه داد نگاهش غبار شیون ما را6نقل کریںنگه چو جوهر آیینه سوخت ریشه به مژگانز شرم حسن که دادند آب گلشن ما را7نقل کریںفلک چو سبحه در این خشکسال قحط مروتبه پای ریشه دوانید تخم خرمن ما را8نقل کریںنفس به قید دل افسرده همچو موج به گوهرهمین یک آبله استادگیاست رفتن ما را9نقل کریںعروج ناز گلی بود از بهار ضعیفیبه پا فتاد سر ما ز پا فتادن ما را10نقل کریںجز انفعال ندارد هلاک مور تلافیدیت همین عرق جبههایست کشتن ما را11نقل کریںز شرم وسوسه دادیم عرض شهرت بیدلکه فکر ما نکند تیره طبع روشن ما را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحسابی نیست با وحشت جنون کامل ما رامگر لیلی به دوش جلوه بندد محمل ما رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 48اگلی نظممحبت بس که پر کرد از وفا جان و تن ما راکند یوسف صدا گر بو کنی پیراهن ما رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 50آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحسابی نیست با وحشت جنون کامل ما رامگر لیلی به دوش جلوه بندد محمل ما رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 48
اگلی نظممحبت بس که پر کرد از وفا جان و تن ما راکند یوسف صدا گر بو کنی پیراهن ما رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 50