بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 72غزل شمارهٔ 72شاعر: بیدل دهلویوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیہ: نگبهصحراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںفشاند محمل نازت گل چه رنگ به صحراکه گرد میکند آیینهٔ فرنگ به صحرا2نقل کریںبه خاک هم چه خیال است دامنت دهم از کفچو خاربن سر مجنون زدهست چنگ بهصحرا3نقل کریںکجاست شور جنونی که من ز وجد رهاییچو گردباد به یک پا زنم شلنگ به صحرا4نقل کریںز جرأت نفسم برق ناز عرصهٔ امکانرساندهام تک آهو ز پای لنگ به صحرا5نقل کریںز سعی طالع ناساز اگر رسم به کمالیهمان پلنگ به دریایم و نهنگ به صحرا6نقل کریںفزود ریگ روان دستگاه عشرت مجنونیکی هزار شد اکنون حساب سنگ به صحرا7نقل کریںکدورت دل خونبسته هیچ چاره نداردنشستهایم چو ناف غزاله تنگ به صحرا8نقل کریںتو فکر حاصل خود کن که خلق سوختهخرمنفتاده است پراکنده چون کلنگ به صحرا9نقل کریںدر این جنونکده منع فضولیات نتوان کردهوس به طبع تو خودروست همچو بنگ به صحرا10نقل کریںمباش غرهٔ نشو و نمای فرصت هستیخرام سیل کند ناکجا درنگ به صحرا11نقل کریںزهی به دامن ما موج این محیط چه بنددگذشتهایم پرافشانتر از خدنگ به صحرا12نقل کریںبه عالم دگر افتاد گرد وحشت بیدلنساخت مشرب مجنون ما ز ننگ به صحرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای غافل از رنج هوس آیینهپردازی چراچون شمع بار سوختن از سر نیندازی چرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 71اگلی نظمحیفکز افلاس نومیدی فواید مرد رادست اگرکوتاه شد بر دل نشاید مرد رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 73آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای غافل از رنج هوس آیینهپردازی چراچون شمع بار سوختن از سر نیندازی چرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 71
اگلی نظمحیفکز افلاس نومیدی فواید مرد رادست اگرکوتاه شد بر دل نشاید مرد رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 73