صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2468

غزل شمارهٔ 2468

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انخودبودن

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

غنیمت ‌گیر چون آیینه محو شان خود بودن

جهانی را تماشا کردن و حیران خود بودن

2

چه صحرا و چه‌ گلشن‌ گر تأمل رهبرت‌ گردد

سلامت نیست غیر از پای در دامان خود بودن

3

ز تشویش دو عالم چشم زخم آزاد می‌باشد

ته یک پیرهن از پیکر عریان خود بودن

4

دو دم شغل معاصی انتظار رحمتی دارد

که باید تا ابد شرمندهٔ احسان خود بودن

5

تو محرم نشئهٔ فرصت‌شناسی‌نیستی ورنه

به‌صد فردوس دارد ناز در زندان خود بودن

6

خیال سدره و طوبی نیاز طاق نسیان‌کن.

نگاهی بایدت در سایهٔ مژگان خود بودن

7

رضای خاطر فرصت ضرور افتاده است اینجا

به هر تقدیر باید خادم مهمان خود بودن

8

کمان قبضهٔ اسرار یکتایی به زه دارد

مقیم گوشهٔ تحقیق در میدان خود بودن

9

یقین را شبهه دیدی آگهی را جهل فهمیدی

خدایی داد از کف منکر فرمان خود بودن

10

وجوب آینه خود نیز جز پیش تو نگذارد

زمانی گر توانی محرم امکان خود بودن

11

به گرد خویش می‌گردد سپهر و نازها دارد

که تا هستی‌ست می‌باید همین قربان خود بودن

12

تبسم واری از اخلاق می‌خواهد وفا بیدل

نمک دارد همین مقدار شور خوان خود بودن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خلقی‌ست غافل اینجا از کشتن و درودن

چون خوشه‌ های‌ گندم صد چشم و یک غنودن

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2467

اگلی نظم

دل را به باد دادیم آه از نظر گشودن

این خانه بال و پر داشت در رهنِ در گشودن

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2469

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور