بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 22غزل شمارهٔ 22شاعر: بیدل دهلویوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ساینجاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون غنچه همان به که بدزدی نفس اینجاتا نشکند افشاندن بالت قفس اینجا2نقل کریںاز راه هوس چند دهی عرض محبت؟مکتوب نبندند به بال مگس اینجا3نقل کریںخواهی که شود منزل مقصود مقامتاز آبلهٔ پای طلب کن جرس اینجا4نقل کریںآن به که ز دل محو کنی معنی بیداداظهار به خون میتپد از دادرس اینجا5نقل کریںبیهوده نباید چو شرر چشم گشودنگرد عدم است آینهٔ پیش و پس اینجا6نقل کریںدرکوی ضعیفی که تواند قدم افشرد؟اینجاست که دارد دهن شعله خس اینجا7نقل کریںبا گردش چشمت چه توان کرد؟ و گرنهیک دل به دو عالم ندهد هیچکس اینجا8نقل کریںچون نقش قدم قافلهٔ ماست زمینگیرباشد ره خوابیده صدای جرس اینجا9نقل کریںدل چون نتپد در قفس زخم که بیدوستکار دم شمشیر نماید نفس اینجا10نقل کریںدر کوچهٔ الفت دل صاف آینهدار استغیر از نفس خویش چه گیرد عسس اینجا؟11نقل کریںسرمایهٔ ما هیچکسان عرض مثالیستای آینه دیگر ننمایی هوس اینجا12نقل کریںبیدل نشود رام کسی طایر وصلشتا از دل صدچاک نباشد قفس اینجا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدریای خیالیم و نمی نیست در اینجاجز وهم وجود و عدمی نیست در اینجابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 21اگلی نظمشب وصل است و نبود آرزو را دسترس اینجاکه باشد دشمن خمیازه، آغوشِ هوس اینجابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 23آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدریای خیالیم و نمی نیست در اینجاجز وهم وجود و عدمی نیست در اینجابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 21
اگلی نظمشب وصل است و نبود آرزو را دسترس اینجاکه باشد دشمن خمیازه، آغوشِ هوس اینجابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 23