بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1389غزل شمارهٔ 1389شاعر: بیدل دهلویوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: ومیزندصنف: غزلصداکار: محمدرضا مومن نژادآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمحوگریبان ادبکی سر به هر سو میزندموجگهر از ششجهت بر خویش پهلو میزند2نقل کریںواکردن مژگان ادب میخواهد از شرم ظهوراول دراین گلشن بهار از غنچه زانو میزند3نقل کریںزبن باغ هرجا وارسی جهل است با دانش طرفبلبل به چهچهگرتند قمری بهکوکو میزند4نقل کریںتا چرخ و انجم ثابت است از خلق آسایش مجواندیشهٔ داغ پلنگ آتش به آهو میزند5نقل کریںتا آمد و رفت نفس میبافت وهم پیش و پسماسوره چون بیرشته شد بیرون ماکو میزند6نقل کریںپست و بلند قصر ناز از هم ندارد امتیازآن چین مایل از جبین پهلو بر ابرو میزند7نقل کریںشکل دویی پیدا کنم تا چشم بر خود واکنمهر سورهٔ تمثال من آیینهٔ او میزند8نقل کریںداغم مخواه ای انتظار از تهمت افسردگیتا یاد نشتر میکنم خون در رگم هو میزند9نقل کریںیا رب کجا تمکین فرو شد کفهٔ قدر شررآفاق کهسارست و سنگم بر ترازو میزند10نقل کریںبیدل گران افتاده است از عاجزی اجزای منرنگی که پروازن دهم چون شمع بر رو میزند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمفطرت آخر بر معاد از سعی اکمل میزندرشته چون تابیده شد خود را به مغزل میزندبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1388اگلی نظمبرق خطی بر سیاهی میزندهالهٔ مه تا به ماهی میزندبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1390آڈیوصداکار منتخب کریںمحمدرضا مومن نژادآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمفطرت آخر بر معاد از سعی اکمل میزندرشته چون تابیده شد خود را به مغزل میزندبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1388