بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 179غزل شمارهٔ 179شاعر: بیدل دهلویوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: رمگشاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپیش توانگرمنشان، پهلوی لاغر مگشادست به هر دست مده، چشم به هر در مگشا2نقل کریںتا ز یقینت، به گمان، چشم نپوشند خسانبند نقاب سحرت، در صف شبپر مگشا3نقل کریںهمت تمکیننظرت، نیست کم از موج گهرجیب حیا تا ندری، خاک شو و پر مگشا4نقل کریںتا نفتد شمع صفت، آتش غارت به سرتدر بر محفل، ز میانت کمر زر مگشا5نقل کریںآب رخ کس نرود، جز به تقاضای هوسشیشه تهی گیر ز می، یا لب ساغر مگشا6نقل کریںگر به خود افتد نگهت، پشم ندارد کلهتننگ کلی تا نکشی، در همهجا سر مگشا7نقل کریںلب به هم آر از من و ما، وعظ و بیان پُر مسراپشت و رخ این دو ورق ته کن و دفتر مگشا8نقل کریںماتم هم در نظر است انجمن عبرت ماچشمی اگر باز کنی، بی مژهٔ تر مگشا9نقل کریںای نفست صبح ازل، تا ابدت چیست جدل؟یک سرت از رشته بس است، آن سر دیگر مگشا10نقل کریںبیدل از آیینهٔ ما غیر ادب گل نکندخون تحیر به خیال از رگ جوهر مگشا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر مردی در تسلیم زن، راه طلب مگشاز هر مو احتیاجت گر کند فریاد، لب مگشابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 178اگلی نظمدر بیزری ز جبههٔ اخلاق چین گشاهرچند آستین گره آرد، جبین گشابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 180آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماگر مردی در تسلیم زن، راه طلب مگشاز هر مو احتیاجت گر کند فریاد، لب مگشابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 178