صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1322

غزل شمارهٔ 1322

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ازدادهاند

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

هرجا صلای محرمی راز داده‌اند

آهسته‌تر ز بوی گل آواز داده‌اند

2

سرها به تیغ داد زبان لیک چاره نیست

بر شمع ما همین لب غماز داده‌اند

3

زان یک نوای‌ کن که جنون‌ کرده در ازل

چندین هزار نغمه به هر ساز داده‌اند

4

مژگان به کارخانهٔ حیرت گشوده‌ایم

در دست ما کلید در باز داده‌اند

5

مرغان این چمن همه چون شبنم سحر

گر بیضه داده‌اند به پرواز داده‌اند

6

از نقد و جنس عالم نیرنگ چون نفس

تا واشمرده‌اند همان باز داده‌اند

7

سازی‌ست زندگی‌که خموشی نوای اوست

پیش از شنیدنت به دل آواز داده‌اند

8

بر فرصتی‌که نیست مکش حسرت ای شرار

انجام کارها به یک آغاز داده‌اند

9

خواهی به شک نظر کن و خواهی یقین شناس

آیینهٔ خیال تو پرداز داده‌اند

10

ای شمع ناز کن تو به سامان عشرتت

رنگ بهار خرمن‌ گل باز داده‌اند

11

بیدل تو هم بناز دو روزی‌ که عمرهاست

اوهام داد آینهٔ ناز داده‌اند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ذره تا خورشید امکان جمله حیرت زاده‌اند

جز به دیدار تو چشم هیچکس نگشاده اند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1321

اگلی نظم

از شکست رنگم آب روی شاهی داده‌اند

همچو موجم سر به سیر کج‌کلاهی داده‌اند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1323

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور