صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1547

غزل شمارهٔ 1547

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: امیشود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

اشک ز بیداد عشق پرده‌گشا می‌شود

فهم معماکنید آبله وا می‌شود

2

ذوق طلب عالمی‌ست وقف حضور دوام

پر به اجابت مکوش ختم دعا می‌شود

3

گاه وداع بقاست زور  نفس در امل

چون به‌گسستن رسید رشته رسا می‌شود

4

جوهر اهل صفا سهل نباید شمرد

آینه‌ گر قطره‌ایست بحر نما می‌شود

5

حرص به صد عزوجاه در همه صورت گداست

گر به قناعت رسی فقر غنا می‌شود

6

آنطرف احتیاج انجمن کبریاست

چون ز طلب درگذشت بنده خدا می‌شود

7

چند خورد آرزو عشوه برخاستن

غیرت امداد غیر نیز عصا می‌شود

8

عذر ضعیفی دمی ‌کاینه ‌گیرد به دست

آبله در پای سعی ناز حنا می‌شود

9

از کف بیمایگان کارگشایی مخواه

دست چو کوتاه شد ناخن پا می‌شود

10

غیر وداع طرب ‌گرمی این بزم چیست

تا سحر از روی شمع رنگ جدا می‌شود

11

خاک به سر می‌کند زندگی از طبع دون

پستی این خانه‌ها تنگ هوا می‌شود

12

بگذر از ابرام طبع کز هوس هرزه‌دو

حرص خجل نیست لیک‌ کار حیا می‌شود

13

بیدل ازین دشت و در گرد هوس رفته‌گیر

قافله هر سو رود بانگ درا می‌شود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کجاست سایه که هستیش دستگاه شود

حساب ما چقدر بر نفس‌ کلاه شود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1546

اگلی نظم

حسرت مخمورم آخر مستی انشا می‌شود

تا قدح راهی‌ است ‌کز خمیازه‌ام وامی‌شود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1548

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور