صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2751

غزل شمارهٔ 2751

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: الی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

رمی‌، بیتابیی‌، تغییر رنگی‌،‌ گردش حالی

فسردی بیخبر، جهدی که شاید واکنی بالی

2

به رنگ غنچه نتوان عافیت مغرور گردیدن

پریشانی بود تفصیل هر جمعیت اجمالی

3

بغیر از نفی هستی محرم اثبات نتوان شد

همان پرواز رنگت بسته بر آیینه تمثالی

4

حصول آب و رنگ امتیاز آسان نمی‌باشد

بسوز و داغ شو تا بر رخ هستی نهی خالی

5

به ذوق سوختن زین انجمن کلفت غنیمت دان

همین شام است و بس گر شمع دارد صبح اقبالی

6

تحیر زحمت تکلیف دیگر برنمی‌دارد

نگه باش و مژه بردار هر باری و حمالی

7

من از سود و زیان آگه نی‌ام لیک اینقدر دانم

که جنس عافیت را جز خموشی نیست دلالی

8

به هر جا رفته‌ایم از خود اثر رفته‌ست پیش از ما

غباری کو که نازد کاروان ما به دنبالی

9

به رسوایی کشید از شوخی چاک گریبانت

تبسم از سحر همچون شکنج از چهرهٔ زالی

10

به هیچ آهنگ عرض مدعا صورت نمی‌بندد

چو مضمون بلند افتاده‌ام در خاطر لالی

11

مگر خاکستر دل دارد استقبال آهنگم

که از طبع سپند من تپیدن می‌کشد بالی

12

تپش در طبع امواجست سعی گوهر آرایی

تبی دارم که خواهد ریخت آخر رنگ تبخالی

13

چه پردازم به اظهار خط بیمطلب هستی

مگر از خامهٔ تحقیق بیرون افکنم نالی

14

به ناسور جگر عمری‌ست گرد ناله می‌ریزم

خوشا عرض بضاعتها کف خاکی و غربالی

15

ز تشریف جهان بیدل به عریانی قناعت ‌کن

که ‌گل اینجا همین یک جامه می‌یابد پس از سالی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به ما و من غلو دارد دنی تا فطرت عالی

جهان تنگ آسودن دل پر می‌کند خالی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2750

اگلی نظم

ای هوش‌! سخت داغی‌ست‌، یادِ بهارِ طفلی

تا مرگ بایدت بود شمع مزار طفلی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2752

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به ما و من غلو دارد دنی تا فطرت عالی

جهان تنگ آسودن دل پر می‌کند خالی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2750

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور