صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2027

غزل شمارهٔ 2027

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: رانگشتم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

به تحریک نقابش گر شود مایل سر انگشتم

ز پیچیدن جهانی رشته می‌بندد بر انگشتم

22

مپرسید از اثر پیمایی حسن عرقناکش

اشارت‌ گرکنم از دور می‌گردد تر انگشتم

33

هلاکم‌کرد دست نارساکز رشک بیکاری

سنان‌ها می‌کشد عمری‌ست بر یکدیگر انگشتم

44

تحیرنامهٔ مضمون زنهارم که می‌خواند

ببندد نامه بر، ای‌کاش بر بال و پر انگشتم

55

تو ای نامهربان گر وا نداری دستم از دامن

چه دارد مدعی با من مگر بوسد سر انگشتم

66

اگر صد نوبتم ناز تو راند تیغ برگردن

همان چون شمع ازتسلیم بر چشم تر انگشتم

77

به سیم و زر چه امکانست فقرم سرفرود آرد

گلوی حرص می‌افشارد از انگشتر انگشتم

88

اگر چون گردباد از خاکساری می‌شدم غافل

قلم برکهکشان می‌راند تحریک سر انگشتم

99

دربن خمخانه‌ها مخمور من نگذشت صهبایی

صدا خواهد کشید اکنون ز طبع ساغر انگشتم

1010

چو ماه نو به این مستی شکست امشب‌کلاه من

که خاتم هم قدح‌ کج‌ کرده می‌آید در انگشتم

1111

نمی‌دانم چه‌گل دامن‌کشید از دست من یارب

که فریادی‌ست چون منقار بلبل در هر انگشتم

1212

به چشم امتیازم اینقدر معلوم شد بیدل

که در دست ضعیفیها ز جسم لاغر انگشتم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شبی مشتاق رنگ ‌آمیزی تصویر دل ‌گشتم

زگال مشق این فن بر سیاهی زد خجل ‌گشتم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2026

اگلی نظم

به فقر آخر سر و برگ فنای خویشتن‌ گشتم

سراب موج نقش بوریای خویشتن‌ گشتم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2028

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور