صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 447

غزل شمارهٔ 447

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: باست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

باز گردون در عبیرافشانی زلف شب است

سرمهٔ خط که امشب نور چشم کوکب است

22

تشنگان وادی امید را تر کن لبی

ای که جوش چشمهٔ خضرت به چاه غبغب است

33

یاد زلفت گر نباشد دل تپش آواره نیست

طایر ما را پریشانی ز پرواز شب است

44

مدت بیماری امکان که نامش زندگی‌ست

یک نفس تحریک نبض وی شرر گرد تب است

55

هر که را دیدیم درس وحشت از بر می‌کند

مخمل آفاق طفلان جنون را مکتب است

66

جان بیرنگی‌ست هرکس بگذرد از قید جسم

ناله چون از لب برون آمد هوایش قالب است

77

از فریب سرمه‌سایی‌های آن چشم سیاه

سرمه‌دان را میل انگشت تحیر بر لب است

88

ذره‌ای در دشت امکان از هوس آزاد نیست

صبح و شام اینجا غبار کاروان مطلب است

99

نیست تشویش خر و بارت به غیر از عذر لنگ

گر توانی رفتن از خود بیخودی هم مرکب است

1010

در بیابانی که ما راه طلب گم کرده‌ایم

کرم شبتابی اگر در جلوه آید کوکب است

1111

جز شکست بیضه تعمیر پر پرواز نیست

گر ز خودداری دلت وارست مذهب مشرب است

1212

بر لب اظهار بیدل مهر خاموشی‌ست لیک

سینهٔ ما چون خم می گرم جوش یارب است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یاد آن جلوه ز چشمم‌ گره اشک‌ گشاست

شوق دیدار پرستان چقدر آینه ‌زاست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 446

اگلی نظم

تیره‌بختی چون هجوم آرد سخن مهر لب است

سرمهٔ لاف جهان‌گل‌کردن دود شب است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 448

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن که زلف و عارض او غیرت روز و شب است

جان من از مهر و ماه روش هر دم در تب است

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 203

آن شبِ قدری که گویند اهلِ خلوت امشب است

یا رب این تأثیرِ دولت در کدامین کوکب است؟

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 31

خال یا در گوشه چشم است یا کنج لب است

از مکان ها دزد را دایم کمینگه مطلب است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 961

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور