بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 17غزل شمارهٔ 17شاعر: بیدل دهلویوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نگاستاینجاہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدر خموشی همه صلح است، نه جنگ است اینجاغنچه شو، دامن آرام به چنگ است اینجا22نقل کریںچشم بربَند گرت ذوق تماشایی هستصافی آینه در کِسوت زنگ است اینجا33نقل کریںگر دلت ره ندهد جرم سیهبختی توستخانهٔ آینه بر روی که تنگ است اینجا؟44نقل کریںطایر عیش مقیم قفس حیرانیستمگذر از گلشن تصویر که رنگ است اینجا55نقل کریںدر ره عشق ز دل فکر سلامت غلط استگر همه سنگ بوَد شیشه به چنگ است اینجا66نقل کریںچرخ پیمانه به دور افکن یک جام تهیستمستی ما و تو آواز ترنگ است اینجا77نقل کریںشوق دل همسفر قافلهٔ بیهوشیستقدم راهروان گردش رنگ است اینجا88نقل کریںاز ستمدیدگی طالع ما هیچ مپرسآنچه پیش تو نگاه است خدنگ است اینجا99نقل کریںطرف دیدهٔ خونبار نگردی زنهار!اشک چون آینه شد کام نهنگ است اینجا1010نقل کریںشیشه ناداده ز کف مستی آزادی چنددامن نازِ پری در ته سنگ است اینجا1111نقل کریںدو جهان ساغر تکلیف ز خود رفتن ماستدل هرکس بتپد قافیه تنگ است اینجا1212نقل کریںمنزل عیش به وحشتکدهٔ امکان نیستچمن از سایهٔ گل پشتِ پلنگ است اینجا1313نقل کریںوحشت آن استکه ناآمده از خود برومورنه تا عزم شتاب است درنگ است اینجا1414نقل کریںبیدل افسردگیام شوخی آهی داردتا شرر هست ز خود رفتن سنگ است اینجا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجوش اشکیم وشکست آیینهدار است اینجارقص هستی همهدم شیشه سوار است اینجابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 16اگلی نظمنه طرح باغ و نه گلشن فکندهاند اینجادر آب آینه روغن فکندهاند اینجابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 18◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںسخن از صلح مگو، عالم جنگ است اینجاصحبت شیر و شکر، شیشه و سنگ است اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 479◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجوش اشکیم وشکست آیینهدار است اینجارقص هستی همهدم شیشه سوار است اینجابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 16
اگلی نظمنه طرح باغ و نه گلشن فکندهاند اینجادر آب آینه روغن فکندهاند اینجابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 18
سخن از صلح مگو، عالم جنگ است اینجاصحبت شیر و شکر، شیشه و سنگ است اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 479