صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1964

غزل شمارهٔ 1964

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ننگفتهام

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

با هیچکس حدیث نگفتن نگفته‌ام

درگوش خویش گفته‌ام و من نگفته‌ام

2

زان نور بی‌زوال که در پردهٔ دل است

با آفتاب آنهمه روشن نگفته‌ام

3

این دشت و در به ذوق چه خمیازه می‌کشد

رمز جهان جیب به دامن نگفته‌ام

4

گلها به خنده هرزه گریبان دریده‌اند

من حرفی از لب تو به ‌گلشن نگفته‌ام

5

موسی اگر شنیده هم از خود شنیده است

«‌انی انا اللهی‌»‌که به ایمن نگفته‌ام

6

آن نفخه‌ای کز او دم عیسی گشود بال

بوی کنایه داشت مبرهن نگفته‌ام

7

پوشیده‌دار آنچه به فهمت رسیده است

عریان مشو که جامه دریدن نگفته‌ام

8

ظرف غرور نخل ندارد نیاز بید

با هرکسی همین خم‌گردن نگفته‌ام

9

در پردهٔ خیال تعین ترانه‌هاست

شیخ آنچه بشنود به برهمن نگفته‌ام

10

هر جاست بندگی و خداوندی آشکار

جز شبههٔ خیال معین نگفته‌ام

11

افشای بی‌نیازی مطلب چه ممکن است

پرگفته‌ام ولی به شنیدن نگفته‌ام

12

این انجمن هنوز ز آیینه غافل است

حرف زبان شمعم و روشن نگفته‌ام

13

افسانهٔ رموز محبت جنون نواست

هر چند بی‌لباس نهفتن نگفته‌ام

14

این ما و من‌ که شش‌ جهت از فتنه‌اش پُر است

بیدل تو گفته باشی اگر من نگفته‌ام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

باز بر خود تهمت عیشی چو بلبل بسته‌ام

آشیانی در سواد سایه‌ی گل بسته‌ام

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1963

اگلی نظم

در راه عشق توشهٔ امنی نبرده‌ام

از دیر تا به ‌کعبه همین سنگ خورده‌ام

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1965

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور