صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1572

غزل شمارهٔ 1572

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: کنمیشود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

علم و عیان خلق به جز شک نمی‌شود

زین صفحه آنچه نیست رقم حک نمی‌شود

22

تمثال جزو از آینهٔ کل نموده‌اند

بسیار تا نمی‌دمد اندک نمی‌شود

33

رمز فلک شکافتن از حرف و صوت چند

غربال هم به لاف مشبک نمی‌شود

44

افشاندنی‌ست‌گرد تجرد هم از خیال

قطع ره فنا به‌لک و پک نمی‌شود

55

زاهد خیال جبه و دستار واگذار

اینها بزرگی سرکوچک نمی‌شود

66

دندان‌کشیدن از پس صد سال شیخ را

اعجاز قدرت است که کودک نمی‌شود

77

تصغیر ناتمامی القاب کس مباد

زن مرد غیرت است‌که مردک نمی‌شود

88

ربط وفاق قطره زگوهر چه ممکن است

در اهل اعتبار دو دل یک نمی‌شود

99

ظالم نمی‌کشد الم از طینت حسد

تنگی فشار دیدهٔ ازبک نمی‌شود

1010

با اهل شرم دیده‌درایی سیه‌دلیست

افسوس‌، سنگ‌سرمه‌که عینک نمی‌شود

1111

نومیدی آشنای نشان اجابت است

آهی ز دل‌کشید به ناوک نمی‌شود

1212

بیدل هوا همین نفس است و نفس هوا

هستی و نیستی است‌که منفک نمی‌شود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یاد تو آتشی است که خامش نمی‌شود

حق نمک چو زخم فرامش نمی‌شود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1571

اگلی نظم

موی دماغ جاه و حشم حل نمی‌شود

فغفور خاک‌گشت و سرش‌کل نمی‌شود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1573

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور