بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 64غزل شمارهٔ 64شاعر: بیدل دهلویوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: انهبراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشور جنون در قفسی با همه بیگانه برآیک دو نفس ناله شو و از دل دیوانه برآ2نقل کریںتاب و تب سُبحه بهل، رشتهٔ زنّار گسلقطرهٔ می! جوش زن و برخط پیمانه برآ3نقل کریںاشک کشد تا به کجا ساغر ناموس حیاشیشه به بازار شکن، اندکی از خانه برآ4نقل کریںچون نفس از الفت دل پای تو فرسود به گلریشهٔ وحشت ثمری از قفس دانه برآ5نقل کریںچرخ کلید در دل وقف جهادت نکندارّه صفت گو دمِ تیغت همه دندانه برآ6نقل کریںنیست خراباتجنون عرصهٔ جولان فنونلغزش مستانه خوش است آبله پیمانه برآ7نقل کریںکرده فسون نفست، غرهٔ عشق وهوستدود چراغیکه نهای از دل پروانه برآ8نقل کریںتا ز خودتنیست خبر درتهخاکست نظریک مژه برخویشگشاگنج زویرانه برآ9نقل کریںما ومن عالمدون جملهفریب است وفسونرو به در خواب زن ازکلفت افسانه برآ10نقل کریںبیدل ازافسونگریات خرسوبز آدمنشودچنگ به هرریش مزن ازهوس شانه برآ◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا دلِ آسوده از تشویشِ آب و نان برآهمچو صحرا پای در دامن ز خانومان برآبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 63اگلی نظمبیا تا دیکنیم امروز فردای قیامت راکه چشم خیرهبینان تنگ دید آغوش رحمت رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 65آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا دلِ آسوده از تشویشِ آب و نان برآهمچو صحرا پای در دامن ز خانومان برآبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 63
اگلی نظمبیا تا دیکنیم امروز فردای قیامت راکه چشم خیرهبینان تنگ دید آغوش رحمت رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 65