بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 97غزل شمارهٔ 97شاعر: بیدل دهلویوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: نگراہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعشق هرجا شوید از دلها غبار رنگ راریگ زیر آب خنداند شرار سنگ را22نقل کریںگر دل ما یک جرس آهنگ بیتابی کندگرد چندین کاروان سازد شکست رنگ را33نقل کریںشوخی مضراب مطرب گر به این کیفیت استکاسهٔ تنبور مستی میدهد آهنگ را44نقل کریںمیشود دندان ظلم از کند گشتن تیزتراره بیدندانه چون گردد، ببُرَّد سنگ را55نقل کریںدر حباب و موج این دریا تفاوت بیش نیستاندکی باد است در سر صاحب اورنگ را66نقل کریںیک شرر رنگ وفا از هیچ دل روشن نشدشمع خاموشیست این غمخانههای تنگ را77نقل کریںوهم میبالد در اینجا، عقلکو، فطرتکداممزرع ما بیشتر سرسبز دارد بنگ را88نقل کریںبرق وحشت کاروان بینشانی منزلمدر نخستین گام میسوزم ره و فرسنگ را99نقل کریںعاقبت از ضعف پیری نالهٔ ما اشک شدسرنگونی بر زمین زد نغمهٔ این چنگ را1010نقل کریںسیر باغ خودنماییها اگر منظور نیستسبزهٔ بام و در آیینه میدان زنگ را1111نقل کریںگوهرم نشناخت بیدل قدر دریا مشربیکارها با خود فتاد آخر من دلتنگ را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسادگی باغیست طبع عافیتآهنگ راوقف طاووسان رعنا کن گل نیرنگ رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 96اگلی نظمگر کنم با این سر پرشور بالین سنگ رااز شرر پرواز خواهد گشت تمکین سنگ رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 98◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمطرب امشب ساز کن با ناله من چنگ راآتشی دیگر فروز این سوزناک آهنگ راجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 39خلق خوش چون صلح می سازد گوارا جنگ رامی نماید چرب نرمی مومیایی سنگ راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 107سادگی باغیست طبع عافیتآهنگ راوقف طاووسان رعنا کن گل نیرنگ رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 96◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسادگی باغیست طبع عافیتآهنگ راوقف طاووسان رعنا کن گل نیرنگ رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 96
اگلی نظمگر کنم با این سر پرشور بالین سنگ رااز شرر پرواز خواهد گشت تمکین سنگ رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 98
مطرب امشب ساز کن با ناله من چنگ راآتشی دیگر فروز این سوزناک آهنگ راجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 39
خلق خوش چون صلح می سازد گوارا جنگ رامی نماید چرب نرمی مومیایی سنگ راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 107