صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1628

غزل شمارهٔ 1628

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ونزنید

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دل شکستی دارد از معموره بر هامون زنید

چینی مو دار ما را بر سر مجنون زنید

2

از خمار عافیت عمری‌ست زحمت می‌کشیم

جام ما بر سنگ اگر نتوان زدن در خون زنید

3

آه از آن شبنم‌ که خورشیدش نگیرد در کنار

تا عرق دارد جبین بر شرم طبع دون زنید

4

سرو این‌گلزار پر شهرت نوای بی‌بری‌ست

بی‌نقط چند انتخاب مصرع موزون زنید

5

خال مشکین نیز با چشم سیه هم نسبت است

ساغر می‌گر نباشد حبی از افیون زنید.

6

بی‌ تمیزی این زمان مضراب ساز عالم است

جای نی چندی نفس بر رشتهٔ قانون زنید

7

هیچکس را ذوق تفتیش‌کسی منظور نیست

نعل بی‌مقصد روی حیف است اگر واژون زنید

8

عالمی دارد خرابات تأمل در بغل

خم گریبان‌ست بر تدبیر افلاطون زنید

9

دیدهء عبرت نگاهان ازکواکب نیست کم

بخیه‌ها بر جامهٔ عریانی گردون زنید

10

کر نفس دزدد هوس تشویش امکان هیچ نیست

ای ‌گهرها مهر بر طومار این جیحون زنید

11

مجلس اوهام تا کی ‌گرم باید داشتن

یک ‌شرر شوخی بس‌است آتش درین‌کانون زنید

12

غافلان باید ز شمع آموخت طور عافیت

یک‌دو ساعت سر به‌جیب‌ازخود قدم‌ببرون‌زنید

13

وعدهٔ دیدار تا فردا قیامت می‌کند

فال بینش مفت فرصتهاست ‌گر اکنون زنید

14

ناله می‌گویند تا آن‌ کوچه راهی می‌برد

تا نفس باشد چو بیدل بر همین افسون زنید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

همتی‌ گر هست پایی بر سر دنیا زنید

همچو گردون خیمه‌ای در عالم بالا زنید

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1627

اگلی نظم

شورحاجت تاکی ازحرص دو دل باید شنید

یک عرق حرف ازجبین منفعل باید شنید

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1629

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور