صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1320

غزل شمارهٔ 1320

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ادهاند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آن سبکروحان که تن در خاکساری داده‌اند

در سواد سرمهٔ خط چون نگاه افتاده‌اند

2

برخط عجز نفس عمری‌ست جولان می‌کنی

رهروان یک سر تپش آواره ی این جاده‌اند

3

رنگ حال سرو قمری بین‌ که در گلزار دهر

خاکساران زیر طوق و سرکشان آزاده‌اند

4

درخور ضبط نفس دل را ثبات آبروست

بحر با تمکین بود تا موجها استاده‌اند

5

ممسکان را در مدارا نرم‌ رو فهمیده‌ای

لیک در سختی چو پستان زن نازاده‌اند

6

نقش مردی آب شد از ننگ این زن‌طینتان

کز نتایج ریش می‌زایند از بس ماده‌اند

7

در دبستان ‌جهان از بسکه‌ درس غفلت‌ است

خلق چون لوح‌مزار از نقش‌ عبرت ساده‌اند

8

بی ‌طواف دل مدان ما را که از خود رفتگان

همچو حیرت بر در آیینه‌ ها افتاده‌اند

9

خاک هستی یک قلم بر باد پرواز فناست

غافلان محو بز افکندن سجاده اند

10

عشق در هرپرد آهنگی دگر می‌پرورد

جام و مینا جمله‌ گویا و خموش باده‌اند

11

همچو بیدل ذره‌ تا خورشید این حیرت‌سرا

چشم شوقی درسراغ جلوه‌ای سر داده‌اند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شمعها زین انجمن بی‌صرفه‌تازان رفته‌اند

هر طرف سر بر هوا سوی‌گریبان رفته‌اند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1319

اگلی نظم

ذره تا خورشید امکان جمله حیرت زاده‌اند

جز به دیدار تو چشم هیچکس نگشاده اند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1321

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ذره تا خورشید امکان جمله حیرت زاده‌اند

جز به دیدار تو چشم هیچکس نگشاده اند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1321

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور