بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1843غزل شمارهٔ 1843شاعر: بیدل دهلویوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انرقصصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگرفته اشک مرا دیده تا به دامان رقصچنین که داد ندانم به یاد مستان رقص22نقل کریںشرار خرمن جمعیت است خود سریتغبار را چو نفس میکند پریشان رقص33نقل کریںاگر ز بزم جنون ساغرت به چنگ افتدچو گرد باد توان کرد در بیابان رقص44نقل کریںطرب کجاست درین محفل ای خیال پرستکه نغمه غلغلهٔ محشر است و توفان رقص55نقل کریںدرین ستمکده گویی دگر نمیباشدسر بریدهٔ ما میکند به میدان رقص66نقل کریںز اضطراب دل، اهل زمانه بی خبرندبود تپیدن بسمل به پیش طفلان رقص77نقل کریںفضولی آینهٔ دستگاه کم ظرف استبه روی بحر کند قطره وقت باران رقص88نقل کریںز خود تهی شو و شور جنون تماشا کنبه کام دل نکند ناله بی نیستان رقص99نقل کریںگشاد بال درین تنگنا خجالت داشتشرار ما به دل سنگ کرد پنهان رقص1010نقل کریںنفس به ذوق رهایی است پر فشان خیالو گر نه کس نکند در شکنج زندان رقص1111نقل کریںمگر به باد فروشی غبار ما ورنهز خاک راست نیاید به هیچ عنوان رقص1212نقل کریںمکن تغافل اگر فرصت نگاهی هستشرار کاغذ ما کرده است سامان رقص1313نقل کریںبه اعتماد نفس اینقدر چه مینازیبه اشک صرفه ندارد به دوش مژگان رقص1414نقل کریںبه این ترانه صدای سپند میبالدکه تا ز خود نتوان رست نیست امکان رقص1515نقل کریںتپش ز موج گهر گل نمیکند بیدلنکرد اشک من آخر به چشم حیران رقص◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز قناعت خاک باید کرد در انبان حرصآبرو تا کی شود صرف خمیر نان حرصبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1842اگلی نظممگشا جریدهٔ حاجتت بر دوستان ز کف غرضبنویس نامهٔ آبرو به سیاهی کلف غرضبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1844◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز قناعت خاک باید کرد در انبان حرصآبرو تا کی شود صرف خمیر نان حرصبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1842
اگلی نظممگشا جریدهٔ حاجتت بر دوستان ز کف غرضبنویس نامهٔ آبرو به سیاهی کلف غرضبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1844