صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2105

غزل شمارهٔ 2105

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: اممیبندم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به یاد نرگس او هر طرف احرام می‌بندم

جرس وا می‌کنم از محمل و بادام می‌بندم

2

به قاصد تا کنم از حسرت دیدار ایمایی

به حیرت می‌روم آیینه بر پیغام می‌بندم

3

ز باغ زندگی هرکس غرور حاصلی دارد

به امید ثمر من هم خیال خام می‌بندم

4

چو صبح آزادی‌ام پا لغز شبنم در نظر دارد

ز آغاز این تری بر جبههٔ انجام می‌بندم

5

نفس وارم درین ویرانه صیاد پشیمانی

ز چیدنها همان وا چیدنی بردام می‌بندم

6

گره در طبع نی منع عروج ناله است اینجا

به قدر نردبان بر خویش راه بام می‌بندم

7

جنون هرزه فکری از خمارم برنمی‌آرد

اگر پیچم به خود مضمون خط جام می‌بندم

8

درین ظلمت سرا تا راه پروازی‌کنم روشن

چو طاووس از عدم بر بال و پرگلجام می‌بندم

9

دم صبحم به شور ساز امکان برنمی‌آید

چو شب در سرمه می‌خوابم زبان عام می‌بندم

10

حیا از آبرو نگذشت و من از حرص دون همت

بر این یک قطره عمری شد پل ابرام می‌بندم

11

اگر این است بیدل جرات جولان شهرتها

نگین را همچو سنگ آخر به پای نام می‌بندم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ندارم رشتهٔ دیگر که آیین طلب بندم

شب تاری مگر برساز آهنگ طرب بندم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2104

اگلی نظم

چو بوی‌گل به نظرها نقاب نگشودم

بهار آینه پرداخت لیک ننمودم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2106

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور