صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1557

غزل شمارهٔ 1557

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: قمیشود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ازکجا آیینه با مردم موافق می‌شود

شخص را تمثال خود دام علایق می‌شود

2

غیر نیرنگ تحیر در مقابل هیچ نیست

بی‌نقابیهای ما معشوق و عاشق می‌شود

3

عالم اسماست‌، از صوت و صدا غافل مباش

خلق ازامداد هم مرزوق و رازق می‌شود

4

در جهان بی‌نیازی فرق عین و غیر نیست

عمرها شد خالق عالم خلایق می‌شود

5

کم‌کمی ذرات چون‌جوشید با هم عالمی‌ست

وضع قنطاری‌ که دیدی جمع دانق می‌شود

6

هوش‌می‌باید، زبان‌سرمه هم بی‌حرف نیست

با سخن‌فهمان خط مکتوب ناطق می‌شود

7

آرزو از طبع مستغنی به هرجا کرد گل

بی‌تکلف گر همه عذراست وامق می‌شود

8

میل دنیا انفعال‌غیرت مردی مخواه

زبن‌هوس‌ گر صاحب‌تقواست فاسق می‌شود

9

اختلاط نفس ظالم خیر ما را کرده شر

آب‌ با آتش چو جوشی خورد محرق می‌شود

10

هرچه باشی از مقیمان در اقرار باش

کاذب قایل به‌ کذب خویش صادق می‌شود

11

عمر ارذل از گرانجانی وبال کس مباد

زندگی چون امتداد آرد تب دق می‌شود

12

عدل نپسندد خلاف وضع استعداد خلق

بپدل اینجا آنچه بهر ماست لایق می‌شود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زندگی در ملک عبرت مرگ مفلس می‌شود

خون نمی‌باشد در آن عضوی ‌که بی‌حس ‌می‌شود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1556

اگلی نظم

آخر از جمع هوسها عقده حاصل می‌شود

چون به هم جوشد غبار این و آن دل می‌شود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1558

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور