صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 784

غزل شمارهٔ 784

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: ندهنیست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

مبتذل صبح و شام تازگی‌ آرنده نیست

مسخرهٔ روزگار آنقدرش خنده نیست

2

آینه در پیش‌ گیر محرم تحقیق باش

غیر ز خود رفتنت پیش تو آینده نیست

3

وشت طور زمان لمعهٔ برق است وبس

علت‌ کوری‌ست‌ گر چشم تو ترسنده نیست

4

صافدلان فارغند شکوه ارهام چند

گر دلت از خود پر است آینه شرمنده نیست

5

درکف اخلاق تست رشتهٔ تسخیر خلق

غافل از احسان مباش هیچ کست بنده نیست

6

مصدر ایذای خلق در همه جا ناسزاست

گر همه در پرپاست !بله زیبنده نیست

7

هیچکس از گل نچید رایحهٔ انفعال

خبث چه بو می‌دهد گر دهنت ‌گنده نیست

8

طبع حرون خم نزد جزبه در احتیاج

بی‌طلب‌کاه و جوگاو سرافکنده نیست

9

تخت سلیمان جاه پایهٔ قدرش هواست

دود دماغ حباب آن همه پاینده نیست

10

فقر به هرجاکشد دامن اقبال ناز

چرخ به صد طلسش پینهٔ یک زنده نیست

11

ای همه وهم و گمان در الم رفتگان

رشه‌کن و جامه در، یشم‌کسی‌کنده نیست

12

خواه دلت چاک زن خواه به سرخاک ریز

دهر ز وضع غرور بهر تو گردنده نیست

13

به ‌که دل منفعل از خودت آگه ‌کند

ور نه به پیشت ‌کسی آینه‌ دارنده نیست

14

بیدل از این چارسو عشوه ی دیگر مخر

غیر فنا هیچ جنس نزد حق ارزنده نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رنگم درین چمن به هوس پر زننده نیست

یعنی پر شکسته به جایی رسنده نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 783

اگلی نظم

در تکلم از ندامت هیچ‌کس آسوده نیست

جنبش لب یکقلم جزدست برهم سوده نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 785

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور