صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 577

غزل شمارهٔ 577

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ادهاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آن جنگجو به ظاهر گرپشت داده است

پنهان دری ز فتح نمایان‌گشاده است

2

از بسکه سعی همت مردان فروتنی‌ست

پشت سپه قوی به سوار پیاده است

3

محو قفاست آینه‌پردازی صفا

از ریش‌دار هیچ مپرسید ساده است

4

طفلی چه ممکن است رود ازمزاج شیخ

هرچند مو سفیدکند پیرزاده است

5

از علت مشایخ و طوارشان مپرس

بالفعل طینت نر این قوم‌، ماده است

6

هرجا مزینی است به حکم صلاح شرع

در ریش محتسب بچه‌اش را نهاده است

7

اینجا خیال‌گنبد عمامه هیچ نیست

بار سرین به‌گردن واعظ فتاده است

8

زاهد کجا و طاعت یزدانش ازکجا

در وضع سجده شیوهٔ خاصش اراده است

9

رعنایی امام ندارد سر نماز

می‌نازد از عصاکه به دستش چه داده است

10

ملا هزار بار به انگشتهای دخل

ته کرده درس وگرم تلاش اعاده است

11

نامرد و مرد تا نکشد زحمت‌گواه

قاضی درین مقدمه غورش زیاده است

12

اقبال خلق بسکه به ادبار بسته عهد

پیش اوفتاده است و قفا ایستاده است

13

پستی کشید دامن این حیزطینتان

چندان که نامشان به زبانها فتاده است

14

نقش جهان نتیجهٔ اندیشهٔ دویی‌ست

نیرنگ شخص و آینه تمثال زاده است

15

بیدل چه ذلت است‌که‌گردون منقلب

در طبع مرد خاصیت زن نهاده است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل عمرهاست آینه ترتیب داده است

ای ‌ناز مشق جلوه که این صفحه ساده است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 576

اگلی نظم

برگ عیش من به ساز بیخودی آماده است

چون بط می بال پروازم ز موج باده است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 578

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بی تزلزل نیست هرکس چون علم استاده است

عشرت روی زمین از مردم افتاده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1118

در بهاران بزم عیش میکشان آماده است

جوش گل هم شاهد و هم مطرب و هم باده است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1120

دل به یاد جلوه‌ای طاقت به غارت داده است

خانهٔ آیینه‌ام از تاب عکس افتاده است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 581

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور