بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 177غزل شمارهٔ 177شاعر: بیدل دهلویوزن: فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلنقافیہ: رگشاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنرسیدی به فهم خود، ره عزم دگر گشابه جهانی که نیستی، مژه بربند و در گشا2نقل کریںز گرانجانیات مباد که شود ناله منفعلبه جنون سپند زن پی منقار پر گشا3نقل کریںتپش خلق پیش و پس، نه ز عشق است نی هوسشرر کاغذ است و بس، تو هم اندک نظر گشا4نقل کریںز فسردن مکش تری به فسونهای عافیتهمه گر موج گوهری، به رمیدن کمر گشا5نقل کریںبه چه فرصت وفا کند گل تمکینفروشیات؟به تماشای چشمکی، زه سنگ وشرر گشا6نقل کریںسحر نشئه فطرتی، ته خاک از چه غفلتینفسی صرف جوش کن، ز خم چرخ سر گشا7نقل کریںهوس جوع و شهوتت شده دام مذلتتاگر از نوع آدمی، ز خود افسار خر گشا8نقل کریںادبآموز محرمان، لب خشکی است بیبیانبه محیط آشنا نهای، رگ موجگوهر گشا9نقل کریںادبی تا تسلسلت نکند شیشه بیملتکه به انداز قلقلت پریی هست پرگشا10نقل کریںدل و دستی نبستهای به چه غم درشکستهای؟تو به راهت نشستهای، گره این است برگشا11نقل کریںاگر انشای بیدلت ز حلاوت نشان دهدشقی از خامه طرح کن، در مصر شکر گشا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدرین محفل که دارد شام بربند و سحر بگشامعما جز تأمل نیست یک مژگان نظر بگشابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 176اگلی نظماگر مردی در تسلیم زن، راه طلب مگشاز هر مو احتیاجت گر کند فریاد، لب مگشابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 178آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدرین محفل که دارد شام بربند و سحر بگشامعما جز تأمل نیست یک مژگان نظر بگشابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 176
اگلی نظماگر مردی در تسلیم زن، راه طلب مگشاز هر مو احتیاجت گر کند فریاد، لب مگشابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 178