صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2643

غزل شمارهٔ 2643

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: وشکردهای

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

افسانهٔ وفایی اگر گوش کرده‌ای

یادم کن آنقدر که فراموش کرده‌ای

2

لعلت‌خموش و دل هوس‌انشای صد سؤال

آبم ز شرم چشمهٔ بیجوش کرده‌ای

3

خیمازهٔ خیال تسلی کنار نیست

ای موج اختراع چه آغوش‌ کرده‌ای

4

دل نیست گوهری که به خاکش توان نهفت

آیینه است آنچه نمدپوش کرده‌ای

5

موی سپید پنبهٔ گوش کسی مباد

در خواب‌، سیر صبح بناگوش کرده‌ای

6

لغزیده برجهات پریشان‌نگاهیت

خطی دگر شد آنچه تو مغشوش ‌کرده‌ای

7

جزو هم چون حباب ندانم چه بار داشت

خم گشتنی که آبلهٔ دوش کرده‌ای

8

گر شغل هستی تو همین سعی نیستی است

امروز خواهی آنچه کنی دوش کرده‌ای

9

زین بیش و کم نفس به تخیل شمرده گیر

فرداست کاین حساب فراموش کرده‌ای

10

تصویر شمع‌، محرم سوز و گداز نیست

در ساغرت می است که کم نوش کرده‌ای

11

بیدل دلت به نور حضوری نبرد راه

ای بی‌خبر چراغ که خاموش کرده‌ای

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای امل آواره فرصت را چه رسوا کرده‌ای

نوحه کن در یاد امروزی که فردا کرده‌ای

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2642

اگلی نظم

خشم را آیینه پرداز ترحم کرده‌ای

در نقاب چین پیشانی تبسم کرده‌ای

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2644

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

با زهر چشم خنده هم‌آغوش کرده‌ای

بادام تلخ را چه شکرپوش کرده‌ای؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6900

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور