صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1908

غزل شمارهٔ 1908

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: یرجنگ

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

تاکجا با طبع سرکش سرکند تدبیر جنگ

شیوهٔ‌ کم نامرادی ساز این بی‌پیر جنگ

22

با جنون‌ کن صلح و از تشویش پیراهن برآ

ورنه در پیش است با هر خار دامنگیر جنگ

33

خیر و شر در وضع همواری ز هم ممتاز نیست

صلح تقدیمی ندارد گر کند تأخیر جنگ

44

انفعالی کاش برچیند بساط اختیار

آه ازین تدبیر پوچ آنگاه با تقدیر جنگ

55

هر بن مویم به صد زخم ندامت‌ کوچه داد

بسکه‌ کردم چون سحر با آه بی‌تأثیر جنگ

66

از شکست ساغر مینا صدا آزاده است

در لباست نیست رنگی تا دهد تغییر جنگ

77

مفلسی ما را به وضع هر دو عالم صلح داد

ساخت ناکام از سواد فقر با شبگیر جنگ

88

مدعی هم گر به فکر ما طرف باشد خوش است

در چراگاهی‌که بسیار است گاو شیر جنگ

99

به که تیغی برکشیم و گردن ملا زنیم

شرم حیرانست با این مردک تقریر جنگ

1010

چشم بر تحقیق مگشا تا نشورد آگهی

خواب ما صلحست کانرا نیست جز تعبیر جنگ

1111

گر نمی‌خوردیم بر هم وقر ما خفّت نداشت

کرد بیرون ناله را از خانهٔ زنجیر جنگ

1212

تنگی این کوچه‌ها پهلو خراش آماده کرد

دل اگر می داشت وسعت بود بی‌تقصیر جنگ

1313

تشنه‌کام یاس مردیم از تک و تاز نفاق

آخر از خون مروت کرد ما را سیر جنگ

1414

خنده دارد بر بساط زود رنجیهای ما

عرصهٔ شطرنج با آن مهره‌های دیر جنگ

1515

در مزاج خلق پیچش صلح راهی وانکرد

رنگ تا باقیست دارد لشکر تصویر جنگ

1616

حرف صوت پوچ با مردان نخواهی پیش برد

سر به جای خشت نه‌ گر می کنی تعمیر جنگ

1717

بر نیاید هیچکس بیدل ز وهم احتیاج

عالمی را کشت این تشویش بی‌شمشیر جنگ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نام شاهان کز نگین گل کرده کر و فر به چنگ

عبرتی بیرون چکیده‌ست از فشار چشم تنگ

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1907

اگلی نظم

گرم نوید کیست سروش شکست رنگ

کز خویش می‌روم به خروش شکست رنگ

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1909

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور