صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 364

غزل شمارهٔ 364

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نگدراب

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نشسته‌ایم به یادت زگریه تنگ در آب

شکسته‌ایم چوگوهر هزار رنگ در آب

2

همین نه طاقتم ازگریه داغ خودداری‌ست

نشست دست ز تمکین‌کدام سنگ درآب

3

در ملایمتی زن ز حاسد ایمن باش

که‌شعله را به خس و خارنیست جنگ درآب

4

کراست بر لب جوآرزوی مطرب ومی

شکسته است نواهای موج چنگ در آب

5

کشید شعلهٔ دل سرز جیب اشک آخر

محال بود نهفتن دم نهنگ درآب

6

ز سخت‌جانی خود بی‌تو در شب هجران

نشسته درعرق خجلتم چوسنگ درآب

7

زگریه خاک جهان بی‌تو داده‌ایم به باد

هنوز چون مژه‌ها می‌زنیم چنگ درآب

8

نگشت شعلهٔ حسنت‌کم از هجوم عرق

چسان جدا شود از برگ لاله رنگ درآب

9

زمانه موسم توفان نوح را ماند

که غرقه است جهانی ز نام و ننگ درآب

10

همه غضنفر وقتیم تا به جای خودیم

وگرنه ماهی ساحل بود پلنگ درآب

11

ز موج‌گریهٔ من عالمی چمن چوش است

فکنده‌ام به خیال‌کسی فرنگ در آب

12

ز انفعال‌گنه ناله‌ام عرق نفس است

چو موج سست پری می‌کند خدنگ در آب

13

به هرچه می‌نگرم مست وهم‌پیمایی‌ست

فتاده است در ین روزگار بنگ در آب

14

از این محیط‌کسی برد آبرو بیدل

که چون‌گهر نفس خودکرفت تنگ در آب

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هرگه به باغ بی‌تو فکندم نظر در آب

تمثال من برآمد از آیینه تر درآب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 363

اگلی نظم

پرتو حسن تو هرجا شد نقاب افکن در آب

گشت از هر موج ‌شمع حسرتی روشن درآب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 365

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور