صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 920

غزل شمارهٔ 920

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انمبهیاد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

داد عشق از بی‌نیازی درس طفلانم به یاد

سرخط معنی‌ست پیش چشم و می‌خوانم به یاد

2

شرم بی‌دردی مگر بر جبهه‌ام چیند عرق

تا بماند ننگ خشکی‌های مژگانم به یاد

3

می‌فشارد تنگی این خانه مجنون مرا

گر نباشد وسعت‌آباد بیابانم به یاد

4

در فراموشی مگر جمعیتی پیدا کنم

ورنه چون موی سر مجنون پریشانم به یاد

5

زان ستم‌هایی که از بیداد هجران دیده‌ام

می‌درم پیش تو گر آید گریبانم به یاد

6

دل کباب پرتو حسن عرقناک که بود

کز هجوم اشک می‌آید چراغانم به یاد

7

از تغافل‌خانهٔ ناز تو بیرون نیستم

شیشه‌ای بودم‌ که دارد طاق نسیانم به یاد

8

زان قدر هوشی‌ که می‌کردم به وهم خویش جمع

چون به یادت می‌رسم چیزی نمی‌مانم به یاد

9

از عدم آن‌سوتر‌م برده است فکر نیستی

نیستم زآن‌ها که هستی آرد آسانم به یاد

10

با خیال رفتگان هم قانعم از بی‌کسی

کاش گردون واگذارد یاد دورانم به یاد

11

بعد ازین غیر از فراموشی‌ که می‌بیند مرا

مفت آگاهی اگر روزی دو مهمانم به یاد

12

بیدل آن دور می و پیمانه‌ام دیگر کجاست

یک دو دم بگذار تا رنگی بگردانم به یاد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شوق تو به مشت پرم آتش زد و سر داد

پرواز من آیینهٔ امکان به شرر داد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 919

اگلی نظم

شب که توفان‌جوشی چشم ترم آمد به یاد

فکر دل کردم بلای دیگرم آمد به یاد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 921

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور