بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2164غزل شمارهٔ 2164شاعر: بیدل دهلویوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیہ: انهایکهندارمصنف: غزلصداکار: هاتف علویآڈیوهاتف علویخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوهاتف علویخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںببین به ساز و مپرس از ترانهای که ندارمتوان به دیده شنیدن فسانهای که ندارم2نقل کریںبه سعی بازوی تسلیم در محیط توکلشناورم به امید کرانهای که ندارم3نقل کریںبه رنگ شعلهٔ تصویر سخت بی پر و بالمچها نسوختهام از زبانهای که ندارم4نقل کریںهزار چاک دل آغوش چیدهام به تخیلهواپرست چه گیسوست شانهای که ندارم؟5نقل کریںبه چاره سازی وهم تعلقم متحیرمگر جنون زند آتش به خانهای که ندارم6نقل کریںفسونکمند هوس نیست بیبضاعتی منکسی کلاغ نگیرد به دانهای که ندارم7نقل کریںبه عزم بیجهتی گم نکردهام ره مقصدخطا ندوختهام بر نشانهای که ندارم8نقل کریںدگر چه پیش توان برد در ادبگه نازشبه غیر آینه بودن بهانهای که ندارم9نقل کریںلوای فتنه کشیدهست تا به دامن محشرنفس شمار دو ساعت زمانهای که ندارم10نقل کریںفغان که بست به بالم هزار شعله تپیدننشیمنی که نبود آشیانهای که ندارم11نقل کریںاگر به دیر کبابم، وگر بهکعبه خرابممن کشیده سر از آستانهای که ندارم12نقل کریںز یأس بیدلیام گل نکرد شوخی آهینفس چه ریشه دواند ز دانهای که ندارم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممپرسید از معاش خنده عنوانی که من دارماز آبی ناشتاتر میشود نانی که من دارمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2163اگلی نظمچو سایه خاک به سر داغم از غمی که ندارمسیاه پوشم از اندوه ماتمی که ندارمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2165آڈیوصداکار منتخب کریںهاتف علویآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممپرسید از معاش خنده عنوانی که من دارماز آبی ناشتاتر میشود نانی که من دارمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2163
اگلی نظمچو سایه خاک به سر داغم از غمی که ندارمسیاه پوشم از اندوه ماتمی که ندارمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2165