صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 834

غزل شمارهٔ 834

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اگذاشت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گل در چمن رسید و قدم بر هوا گذاشت

جای دگر نیافت که بر رنگ پا گذاشت

2

تعمیر رنگ ز آب و گل اعتماد نیست

نتوان بنای عمر به دوش وفا گذاشت

3

عمری‌ست خاک من به سر من فتاده است

این گرد دامن تو ندانم چرا گذاشت

4

واماندهٔ قلمرو یأسم چو نقش پا

زین دشت هرکه رفت مرا بر قفا گذاشت

5

می‌خواست فرصت از شرر کاغذ انتخاب

رنگ پریده بر ورقم نقطه‌ها گذاشت

6

رفتم ز خویش لیک به دوش فتادگی

برخاستن غبار مرا بی‌عصا گذاشت

7

هرجا روی غنیمت یک‌دم رفاقتیم

ما را نمی‌توان به امید بقا گذاشت

8

با خود فتاد کار جهان از غرور عشق

آه این چه ظلم بود که ما را به ما گذاشت؟

9

زین‌ گردن ضعیف ‌که باریک‌تر ز موست

باید سر بریده به تیغ قضا گذاشت

10

آن‌را که عشق از هوس هرزه واخرید

برد از سگ استخوان و به پیش هما گذاشت

11

بیدل عروج جاه خطرگاه لغزش است

فهمیده بایدت به لب بام پا گذاشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تو ازآن خلوت یکتا چه خبر خواهی داشت

گر شوی حلقه‌که چشم آنسوی در خواهی داشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 833

اگلی نظم

همت من از نشان جاه چون ناوک‌ گذشت

زین نگین نامم نگاهی بود کز عینک‌ گذشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 835

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت

اغیار را به باطن مهر و وفا گذاشت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2078

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور