بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2117غزل شمارهٔ 2117شاعر: بیدل دهلویوزن: مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فعقافیہ: یدمصنف: غزلصداکار: علیاکبر یاغیتبار (سهتار: جواد سما)آڈیوعلیاکبر یاغیتبار (سهتار: جواد سما)خود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعلیاکبر یاغیتبار (سهتار: جواد سما)خود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسر تمنای پایبوسی به هر در و دشت میکشیدمچو شمع، انجام مقصد سعی پای خود بود چون رسیدم2نقل کریںبهگوشم از صدهزار منزل رسید بیپرده نالهٔ دلولی من بیتمیز غافلکه حرف لعل تو میشنیدم3نقل کریںدر انجمن سیر نازکردم به خلوت آهنگ سازکردمبه هرکجا چشم باز کردم ترا ندیدم اگر چه دیدم4نقل کریںیقین به نیرنگکرد مستم نداد جام یقین به دستمگلی در اندیشه رنگ بستم شهودگم شد خیال چیدم5نقل کریںچه داشت آیینهٔ وجودمکهکرد خجلتکش نمودمدو روز از این پیش شخص بودم کنون ز تمثال ناامیدم6نقل کریںنه چارهای دارم و نه درمان نشستهام ناامید و حیرانچو قفل تصویر ماند پنهان به کلک نقاش منکلیدم7نقل کریںبه گردش چشم ناز پرور محرفم زد بت فسونگرکه دارد این سحر تازه باور که تیغ مژگان کند شهیدم8نقل کریںغرور امید سرفرازی نخورد از افسون یأس بازیچو سرو در باغ بینیازی ز بار دل نیزکم خمیدم9نقل کریںبه راه تحقیق پا نهادم عنان طاقت ز دست دادمچو اشک آخر به سر فتادم چنانکه پنداشتم دویدم10نقل کریںدربن بیابان به غیر الفت نبود بویی ز گرد وحشتمن از توهم چو چشم آهو سیاهیی داشتم رمیدم11نقل کریںخیالی از شوق رقص بسمل کشید آیینه در مقابلنه خنجری یافتم نه قاتل نفس به حسرت زدم تپیدم12نقل کریںقبول دردی فتاد در سر ز قرب و بعدم گشود دفترنبود کم انتظار محشر قیامتی دیگر آفریدم13نقل کریںتخیل هستیام هوس شد عدم به جمعیتم قفس شدهوا تقاضایی نفس شد سحر نبودم ولی دمیدم14نقل کریںخطای کوری از آن جمالم فکنده در چاه انفعالمتو ای سرشک آه کن به حالمکه من ز چشم دگر چکیدم15نقل کریںبه دامن عجز پا شکستن جهانی از امن داشت بیدلدل از تک و تاز جمع کردم چو موج درگوهر آرمیدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدرین گلشن نه بویی دیدم و نی رنگ فهمیدمچو شبنم حیرتی گل کردم و آیینه خندیدمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2116اگلی نظمسحر کیفیت دیدار از ایینه پرسیدمبه حیرت رفت چندانی که من هم محو گردیدمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2118آڈیوصداکار منتخب کریںعلیاکبر یاغیتبار (سهتار: جواد سما)آڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدرین گلشن نه بویی دیدم و نی رنگ فهمیدمچو شبنم حیرتی گل کردم و آیینه خندیدمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2116
اگلی نظمسحر کیفیت دیدار از ایینه پرسیدمبه حیرت رفت چندانی که من هم محو گردیدمبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2118