بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 54غزل شمارهٔ 54شاعر: بیدل دهلویوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: وشکردهایماراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنقاب عارض گلجوش کردهای ما راتو جلوه داری و روپوش کردهای ما را2نقل کریںز خود تهیشدگان گر نه از تو لبریزنددگر برای چه آغوش کردهای ما را3نقل کریںخراب میکدهٔ عالم خیال توایمچه مشربی! که قدحنوش کردهای ما را4نقل کریںنمودِ ذره طلسمِ حضور خورشید استکه گفته است فراموش کردهای ما را؟5نقل کریںز طبع قطره نَمی جز محیط نتوان یافتتو میتراوی اگر جوش کردهای ما را6نقل کریںبه رنگ آتش یاقوت، ما و خاموشیکه حکمِ "خون شو و مخروش" کردهای ما را7نقل کریںاگر به ناله نیرزیم، رخصتِ آهینهایم شعله که خاموش کردهای ما را8نقل کریںچه بارِ کلفتی ای زندگی که همچو حبابتمام آبلهبردوش کردهای ما را9نقل کریںچو چشم چشمهٔ خورشید حیرتی داریمتو ای مژه ز چه خسپوش کردهای ما را10نقل کریںنوای پردهٔ خاکیم یکقلم بیدل!کجاست عبرت اگر گوش کردهای ما را؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخدا چو شمع دهد جرأت آب دیدهٔ ما راکه افکند ته پاگردنکشیدهٔ ما رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 53اگلی نظمدرین وادی چسان آرام باشد کاروانها راکه همدوشیست با ریگ روان سنگ نشانها رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 55آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخدا چو شمع دهد جرأت آب دیدهٔ ما راکه افکند ته پاگردنکشیدهٔ ما رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 53
اگلی نظمدرین وادی چسان آرام باشد کاروانها راکه همدوشیست با ریگ روان سنگ نشانها رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 55