صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 993

غزل شمارهٔ 993

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: نگدارد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

هر سو نظرگشودیم زان جلوه رنگ دارد

آیینه خانه‌ها را یک عکس تنگ دارد

22

بیش وکم تو و ماست نقص وکمال فطرت

میزان عدل یکتا شرم از دو سنگ دارد

33

خفاش و سایه عمری‌ست از آفتاب دورند

از وضع تیره‌طبعان تحقیق ننگ دارد

44

صیادی مرادت گر مطلب تمناست

زين دامگاه عبرت جستن خدنگ دارد

55

عالم جمال یار است بی‌پردهٔ تکلف

اماکسی چه بیند آیینه زنگ دارد

66

گردی دگرکه دیده است ازکاروان امید

افسوس فرصت اینجا چندی درنگ دارد

77

زین‌ کارگاه تمثال با دل قناعت اولی‌ست

از هرگلی‌که خواهی آیینه رنگ دارد

88

آسان نمی‌توان شد غیرت شریک مجنون

از خانه برمیایید، صحرا پلنگ دارد

99

کس تاکجا بمالد چشم تامل اینجا

سیر سواد هستی صد دشت بنگ دارد

1010

شغل دگر نداریم جز سر به پا فکندن

شمع بساط تسلیم یک‌گل به چنگ دارد

1111

پیری دمی‌که‌گل‌کرد بی‌یأس دم زدن نیست

چون شیشه سرنگون شد قلقل ترنگ دارد

1212

آیینه عالمی را بی‌دم زدن فروبرد

آغوش سینه صافی‌ کام نهنگ دارد

1313

نقاش چشم مستی گردانده است رنگم

تصویر من ‌کشیدن چندین فرنگ دارد

1414

در طبع هرکه دیدیم سعی نگین‌تراشی است

تا نام بی‌نشان نیست این‌ کوه سنگ دارد

1515

بیدل تلاش دولت ننگ هزار عیب است

بر نردبان دویدن رفتار لنگ دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حیا عمری‌ست با صد گردش رنگم طرف دارد

عرق نقاش عبرت از جبین من صدف دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 992

اگلی نظم

بی‌نمک از نمک غیر توهم دارد

لب بام است ‌که اظهار تکلم دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 994

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور