صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 655

غزل شمارهٔ 655

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اشکست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تازمستی غنچه برفرق چمن میناشکست

رنگ ما هم ازترنج جام می صفرا شکست

2

تنگنای شهر، تاب شهرت سودا نداشت

گرد ما دیوانگان در دامن صحرا شکست

3

می‌رود بر باد عالم‌گر خموشان دم زنند

رنگ صدگلشن به آه غنچه‌ای تنها شکست

4

پیچ و تاب موج غیر از انقلاب بحر نیست

چرخ رنگ خویش بامینای مایکجا شکست

5

صافی وحدت مکدرگشت‌کثرت جلوه‌کرد

موج شد تمثال تا آیینهٔ دریا شکست

6

کیست دریابد عروج دستگاه بیخودی

رنگ ما طرف‌کلاه ناز پر بالا شکست

7

موج دریای ندامت امتحان آگهی‌ست

صدمژه یک چشم مالیدن به‌چشم ما شکست

8

از فریب خاکساریهای خصم ایمن مباش

سنگ تا شد مایل افتادگی مینا شکست

9

بسکه عالم را به حسن خلق ممنون‌کرده‌ایم

رنگ هم نتواند ازجرأت به روی ما شکست

10

باغ امکان یک‌گل آغوش فضا پیدا نکرد

رنگها بریکدگرازتنگی این جا شکست

11

عمرها شد از دعاهای سحر شرمنده‌ام

چین آهی داشتم در دامن شبها شکست

12

هرزه تاکی پیش پیش بحر باید تاختن

موج ما از شرم‌در دامان‌گوهر پا شکست

13

پیش ازآن بیدل‌که هستی آشیان پیرا شود

نام ما بال هوس در بیضهٔ عنقا شکست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جوش حرص از یأس من آخر ز تاب‌وتب نشست

گرد سودنهای دستم بر سر مطلب نشست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 654

اگلی نظم

در تماشایی‌که باید صد مژه بالا شکست

خواب غفلت چون نگه مارا به چشم‌ما شکست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 656

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ریخت در دل سینه من هر که را مینا شکست

من شدم مستان خمار هر که را صهبا شکست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1224

تا به طرف سر کلاه آن شوخ بی پروا شکست

سرکشان را زین شکست افتاد بر دلها شکست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1225

در تماشایی‌که باید صد مژه بالا شکست

خواب غفلت چون نگه مارا به چشم‌ما شکست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 656

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور