صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1622

غزل شمارهٔ 1622

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انسفید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

صبح شد در عرصهٔ‌گردون مگو خندان سفید

کف به لب آورده است این بختی کوهان سفید

2

تا کجا روشن شود عجز ترددهای خلق

بحر هم در خورد گوهر می‌کند دندان سفید

3

جاده‌پیمای عدم بودیم و کس محرم نبود

این ره خوابیده شد از لغزش‌ مژگان سفید

4

شبههٔ تحقیق نقشی می‌زند بر روی آب

جز سیاهی هیچ نتوان شد درین میدان سفید

5

زنگ دارد جوهر آیینهٔ عرض کمال

درکلف خوابید هرجا شد مه تابان سفید

6

تا نگردد سخت‌جانی دستگاه انفعال

استخوان در پیکر ما می شود پنهان سفید

7

زیرگردون چون سحردریک نفس‌گشتیم پیر

می‌شود موی اسیر‌ان زود در زندان سفید

8

راه غربت یک قدم رنجش کم از صد سال نیست

اشک را از دیده دوری‌کرد تا مژگان سفید

9

بزم می‌گرم است از دمسردی واعظ چه باک

برف‌نتواند شدن در فصل تابستان سفید

10

انتظار تیغ نازش انفعال آورد بار

چون‌عرق‌گردیدآخر خون‌مشتاقان سفید

11

می‌نوشتم نامه‌ای بی‌مطلب قربانیان

جوش نومیدی ز بس‌کف‌کرد شد عنوان سفید

12

کاروان انتظار آخر به جایی می‌رسد

بیدل از چشم ترم راهی‌ست تاکنعان سفید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پهلو به چرخ می‌زند امروز جاه عید

کج کرده است باز مه نو کلاه عید

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1621

اگلی نظم

ز زلف و روی توتا دیده‌ام سیاه و سفید

به جای دیده پسندیده‌ام سیاه و سفید

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1623

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نیست از خورشید و ماه این گنبد گردان سفید

ز استخوان بیگناهان است این زندان سفید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2777

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور