زمین
ز ارباب تجرد نیست بر دل بار عالم را
سبکروحی فزون از حمل عیسی گشت مریم را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 393
نه آسان است بر گردن گرفتن کار عالم را
سلیمان بار دیگر چون گرفت از دیو خاتم را؟
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 394
به جوش آورد باد نوبهاران خون عالم را
اگر چون غنچه از اهل دلی، دریاب این دم را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 395
خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم را
تبسمهایگندم چین دامن گشث آدم را
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 105