صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش سی و ششم
  4. »بخش 12 - الحكایة و التمثیل

بخش 12 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

خسروی میرفت در صحرا و شخ

با سپاهی در عدد مور و ملخ

2

جملهٔ صحرا غبار و گرد بود

بانگ پیل و کوس و بردا برد بود

3

بود بر ره شاه را ویرانهٔ

خفته بر دیوار آن دیوانهٔ

4

شاه چون پیش آمدش او برنخاست

همچنان میبود کرده پای راست

5

شاه گفتش ای گدای خاک راه

تو چرا حرمت نمیداری نگاه

6

شاه میبینی و لشکر پیش و پس

برنخیزد چون منی را چون تو کس

7

پیش شه دیوانهٔ آزادوش

همچنان خفته زبان بگشاد خوش

8

گفت آخر از چه دارم حرمتت

یا کجا در چشمم آید نعمتت

9

گر به قارونی برون خواهی شدن

همچو قارون سرنگون خواهی شدن

10

ور چو نمرودی تو از ملک و سپاه

همچو او گردی بیک پشه تباه

11

ور نکو روئیست در غایت ترا

کافری باشی ز ترکان ختا

12

ور ترا علمست و با آن کار نیست

از تو تا ابلیس ره بسیار نیست

13

ور تو همچون صاحب عادی به زور

سردهد چون عوج یک سنگت بگور

14

ور بهشت آمد سرایت خشت خشت

همچو شدادت کشند اندر بهشت

15

ور نداری این همه عیب و بدی

پس چو هم باشیم هر دو در خودی

16

هر دو از یک آب در خون آمدیم

هر دو از یک راه بیرون آمدیم

17

هر دو از یک زاد بر پائیم ما

هر دو از یک باد برجائیم ما

18

هر دو در یک گز زمین افتاده ایم

هر دو اندر یک کمین افتاده ایم

19

هر دو از یک مرگ خیره میشویم

هر دو با یک خاک تیره میشویم

20

در همه نوعی چو با تو همدمم

من چرا برخیزم از تو چه کمم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن یکی عیسی مریم را چه گفت

گفت ای طاق ترا خورشید جفت

عطار»مصیبت نامه»بخش سی و ششم»بخش 11 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور