صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش هفدهم
  4. »بخش 7 - الحكایة و التمثیل

بخش 7 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بود درویشی یکی خانه تهی

دزد در شد یافت درویش آگهی

2

کرد بسیاری طلب تا هیچ هست

هیچ جز بادش نمیآمد بدست

3

کرد صد لاحول کار خویش را

خنده آمد زان سبب درویش را

4

دزد گفتش با چنین خانه تهی

خنده چون میآیدت بس ابلهی

5

با چنین خانه که در عالم کمست

نیست جای خنده جای ماتمست

6

خویش را از جهل میخوانی دلیر

زانکه برگرمابه دیدستی توشیر

7

چون ز بیشه بانگ شیر آید پدید

حیز از مرد دلیر آید پدید

8

در قدیمی راه محدث کی بود

رستمی کار مخنث کی بود

9

چون بتابد آفتاب آن جمال

تو چه سنجی خوی کرده در خیال

10

چون کند جلوه جمال بی نشان

اولین و آخرین را جاودان

11

سر به بحر بینهایت در نهد

آنگهی آن بحر را سر بر نهد

12

در میان این کف و این دود تو

چون نخواهی بد که خواهی بود تو

13

می بباید رفت آخر عاقبت

بیخبر از خاتمت وز سابقت

14

نه ز اول لحظهٔ پیشان پدید

نه ز آخر ذرهٔ پایان پدید

15

من میان این و آن نه این نه آن

بیخبر از جسم و جان نه این نه آن

16

کفر در بنیاد و ایمانی ضعیف

نفس غالب تن قوی جانی ضعیف

17

چون کنم من چون کنم بسیار گشت

بود حیرت عشق با او یار گشت

18

این زمان در حیرت ودر حسرتم

میکند از پرموری غیرتم

19

می ندانم کین ندانم از کجاست

زهد عقل و عشق جانم از کجاست

20

می ندانم هیچ تا دانسته ام

ور همه دانم کجا دانسته ام

21

عین دانائی مرا نادانی است

کل نادانی من حیرانی است

22

جملهٔ‌حیرانیم افسردگیست

جملهٔ افسردگی از مردگیست

23

مرده را گر زندگی دین دهند

دختر جمشید بی کابین دهند

24

آب خوردن زهر مستسقی بود

خاصه کاستسقای او دقی بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شد بر فرعون ابلیس لعین

یک کف پر ریگ برداشت از زمین

عطار»مصیبت نامه»بخش هفدهم»بخش 6 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور