صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش هفدهم
  4. »بخش 7 - الحكایة و التمثیل

بخش 7 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

بود درویشی یکی خانه تهی

دزد در شد یافت درویش آگهی

22

کرد بسیاری طلب تا هیچ هست

هیچ جز بادش نمیآمد بدست

33

کرد صد لاحول کار خویش را

خنده آمد زان سبب درویش را

44

دزد گفتش با چنین خانه تهی

خنده چون میآیدت بس ابلهی

55

با چنین خانه که در عالم کمست

نیست جای خنده جای ماتمست

66

خویش را از جهل میخوانی دلیر

زانکه برگرمابه دیدستی توشیر

77

چون ز بیشه بانگ شیر آید پدید

حیز از مرد دلیر آید پدید

88

در قدیمی راه محدث کی بود

رستمی کار مخنث کی بود

99

چون بتابد آفتاب آن جمال

تو چه سنجی خوی کرده در خیال

1010

چون کند جلوه جمال بی نشان

اولین و آخرین را جاودان

1111

سر به بحر بینهایت در نهد

آنگهی آن بحر را سر بر نهد

1212

در میان این کف و این دود تو

چون نخواهی بد که خواهی بود تو

1313

می بباید رفت آخر عاقبت

بیخبر از خاتمت وز سابقت

1414

نه ز اول لحظهٔ پیشان پدید

نه ز آخر ذرهٔ پایان پدید

1515

من میان این و آن نه این نه آن

بیخبر از جسم و جان نه این نه آن

1616

کفر در بنیاد و ایمانی ضعیف

نفس غالب تن قوی جانی ضعیف

1717

چون کنم من چون کنم بسیار گشت

بود حیرت عشق با او یار گشت

1818

این زمان در حیرت ودر حسرتم

میکند از پرموری غیرتم

1919

می ندانم کین ندانم از کجاست

زهد عقل و عشق جانم از کجاست

2020

می ندانم هیچ تا دانسته ام

ور همه دانم کجا دانسته ام

2121

عین دانائی مرا نادانی است

کل نادانی من حیرانی است

2222

جملهٔ‌حیرانیم افسردگیست

جملهٔ افسردگی از مردگیست

2323

مرده را گر زندگی دین دهند

دختر جمشید بی کابین دهند

2424

آب خوردن زهر مستسقی بود

خاصه کاستسقای او دقی بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شد بر فرعون ابلیس لعین

یک کف پر ریگ برداشت از زمین

عطار»مصیبت نامه»بخش هفدهم»بخش 6 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور