صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش هفتم
  4. »بخش 2 - الحكایة و التمثیل

بخش 2 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

در رهی میرفت هارون الرشید

بود تابستان و آبی ناپدید

22

تشنگی غالب شد و در تف و تاب

چشم را بود ای عجب گربود آب

33

عابدی گفتش که ای شاه جهان

تشنگی چون برتو افتاد این زمان

44

گر دلت از تشنگی گردد خراب

ور نیابی فی المثل ده روز آب

55

گر کسی یک نیمه خواهد ملک شاه

تاترا یک شربت آب ارد براه

66

از سر آن بر توانی خاست تو

کژنشین با من بگو این راست تو

77

گفت ملک خود کنم نیمی نثار

تا رسد جانم بآب خوشگوار

88

گفت اگر آن شربت آبت در درون

ره نیابد تا بزیر آید برون

99

گر طبیبی خواهد آن نیمی دگر

تا دهد آن آب را در تو گذر

1010

آن دگر نیمه توانی داد خوش

برتوانی خاست زان آزاد خوش

1111

گفت چون در من بود صد پیچ پیچ

ملک با آن درد نبود هیچ هیچ

1212

من بگویم ترک ملک و مرد خویش

تا خلاصی باشدم از درد خویش

1313

گفت آن ملکت که در دفع عذاب

میتوان کردن عوض با یک من آب

1414

دل درو بیهوده چندینی مبند

وز کفی دو آب چندینی مخند

1515

ملکتی کان یک من آب ارزد ترا

دل برو چندین چرا لرزد ترا

1616

ملک عقبی خواه تا خرم بود

ذرهٔ زان ملک صد عالم بود

1717

عدل کن تادر میان این نشست

ذرهٔ زان مملکت آری بدست

1818

عدل نبود این که بنشینی خوشی

میزنی در هر سرائی آتشی

1919

گر چو خود خواهی رعیت را مدام

مملکت را عادلی باشی تمام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سالک آمد پیش کرسی دل شده

خاک زیر پایش از خون گل شده

عطار»مصیبت نامه»بخش هفتم»بخش 1 - المقالة السابعه

اگلی نظم

رفت نوشروان درآن ویرانهٔ

دید سر بر خاک ره دیوانهٔ

عطار»مصیبت نامه»بخش هفتم»بخش 3 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور