صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش سی و نهم
  4. »بخش 2 - الحكایة و التمثیل

بخش 2 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

عاشقی را بود معشوقی چو ماه

مهر کرده ترک پیش او کلاه

2

مدتی در انتظارش بوده بود

جان به لب پرخون دل پالوده بود

3

داد آخر وعدهٔ وصلیش یار

گفت خواهد بودت امشب روز بار

4

مرد آمد تا در دلخواه خویش

اوفتادش مشکلی در راه پیش

5

گفت اگر این حلقه را بر در زنم

گویدم آن کیست من گویم منم

6

گویدم پس چون توئی با خویش ساز

عشق اگر بازی همه با خویش باز

7

ور بدو گویم نیم من این توی

گویدم پس تو برو گر میروی

8

در میان این دو مشکل چون کنم

خویش را بیخویش حاصل چون کنم

9

از شبانگه بر در آن دلفروز

هم درین اندیشه بود او تا به روز

10

این سخن گفتند پیش صادقی

گفت عاقل بود او نه عاشقی

11

زآنکه همچون عاقلان صد گونه حال

گشت بر وی در جواب و در سؤال

12

لیک اگر بودیش عشقی کارگر

درشکستی زود و در رفتی بدر

13

تا براندیشی تو کار از بد دلی

حاصلت گردد همه بی حاصلی

14

عاشقان را نیست با اندیشه کار

مصلحت اندیش باشد پیشه کار

15

عاشق جانسوز خواهد سوز عشق

روز محشر شب شود در روز عشق

16

عشق بر معشوق چشم افتادنست

بعد از آن از بیدلی جان دادنست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سالک بیدل فغان برداشته

پیش دل شد دل ز جان برداشته

عطار»مصیبت نامه»بخش سی و نهم»بخش 1 - المقالة التاسعة و الثلثون

اگلی نظم

خسروی کاعجوبهٔ آفاق بود

خسروی او علی الاطلاق بود

عطار»مصیبت نامه»بخش سی و نهم»بخش 3 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور