عطار»منطقالطیر»بیان وادی فقر»سؤال پاکدینی از نوری دربارهٔ راه وصالسؤال پاکدینی از نوری دربارهٔ راه وصالشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، آزادهآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںپاک دینی کرد از نوری سؤالگفت ره چون خیزد از ما تا وصال22نقل کریںگفت ما را هر دو دریا نار و نورمیبباید رفت راه دور دور33نقل کریںچون کنی این هفت دریا باز پسماهیی جذبت کند در یک نفس44نقل کریںماهیی کز سینه چون دم برکشیداولین و آخرین را درکشید55نقل کریںهست حوتی نه سرش پیدا نه پایدرمیان بحر استغناش جای66نقل کریںچون نهنگ آسا دو عالم درکشدخلق را کلی به یک دم درکشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپادشاهی ماه وش، خورشید فرداشت چون یوسف یکی زیبا پسرعطار»منطقالطیر»بیان وادی فقر»حکایت مفلسی که عاشق پسر پادشاه شد و بدین گناه او را محکوم به مرگ کردند◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپادشاهی ماه وش، خورشید فرداشت چون یوسف یکی زیبا پسرعطار»منطقالطیر»بیان وادی فقر»حکایت مفلسی که عاشق پسر پادشاه شد و بدین گناه او را محکوم به مرگ کردند