عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت مرد توبه شکنحکایت مرد توبه شکنشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکرده بود آن مرد بسیاری گناهتوبه کرد از شرم، بازآمد به راه22نقل کریںبار دیگر نفس چون قوت گرفتتوبه بشکست و پی شهوت گرفت33نقل کریںمدتی دیگر ز راه افتاده بوددر همه نوعی گناه افتاده بود44نقل کریںبعد از آن دردی درآمد در دلشوز خجالت کار شد بس مشکلش55نقل کریںچون به جز بی حاصلی بهره نداشتخواست تا توبه کند زهره نداشت66نقل کریںروز و شب چون قلیه وی بر تابهایدل پر آتش داشت در خونابهای77نقل کریںگر غباری در رهش پیوست بودز آب چشم او همه بنشست بود88نقل کریںدر سحرگه هاتفیش آواز دادسازگارش کرد، کارش ساز داد99نقل کریںگفت میگوید خداوند جهانچون در اول توبه کردی ای فلان1010نقل کریںعفو کردم، توبه بپذیرفتمتمیتوانستم ولی نگرفتمت1111نقل کریںبار دیگر چون شکستی توبه پاکدادمت مهل و نگشتم خشمناک1212نقل کریںور چنانست این زمان ای بیخبرآرزوی تو که بازآیی دگر1313نقل کریںبازآی آخر که در بگشادهایمتو غرامت کرده باز ایستادهایم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبود در کنجی یکی دیوانه خوارپیش او شد آن عزیز نامدارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت دیوانهای که از مگس و کیک در عذاب بوداگلی نظمیک شبی روح الامین در سدره بودبانگ لبیکی ز حضرت میشنودعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت مرد بت پرستی که بت را خطاب میکرد و خدا خطابش را لبیک گفت◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبود در کنجی یکی دیوانه خوارپیش او شد آن عزیز نامدارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت دیوانهای که از مگس و کیک در عذاب بود
اگلی نظمیک شبی روح الامین در سدره بودبانگ لبیکی ز حضرت میشنودعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت مرد بت پرستی که بت را خطاب میکرد و خدا خطابش را لبیک گفت