عطار»منطقالطیر»سیمرغ در پیشگاه سیمرغ»پاسخ پروانه به پرندگان که او را از سوختن منع میکردندپاسخ پروانه به پرندگان که او را از سوختن منع میکردندشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، آزادهآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجملهٔ پرندگان روزگارقصهٔ پروانه کردند آشکار2نقل کریںجمله با پروانه گفتند ای ضعیفتا به کی در بازی این جان شریف3نقل کریںچون نخواهد بود از شمعت وصالجان مده بر جهل، تا کی زین محال4نقل کریںزین سخن پروانه شد مست و خرابداد حالی آن سلیمان را جواب5نقل کریںگفت اینم بس که من بیدل مدامگر درو نرسم درو برسم تمام6نقل کریںچون همه در عشق او مرد آمدندپای تا سر غرقهٔ درد آمدند7نقل کریںگرچه استغنی برون ز اندازه بودلطف او را نیز رویی تازه بود8نقل کریںحاجب لطف آمد و در برگشادهر نفس صد پردهٔ دیگر گشاد9نقل کریںشد جهان بی او حجابی آشکارپس ز نور النور در پیوست کار10نقل کریںجمله را در مسند قربت نشاندبر سریر عزت و هیبت نشاند11نقل کریںرقعهٔ بنهاد پیش آن همهگفت بر خوانید تا پایان همه12نقل کریںرقعهٔ آن قوم از راه مثالمیشود معلوم این شوریده حال◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفت مجنون گر همه روی زمینهر زمان بر من کنندی آفرینعطار»منطقالطیر»سیمرغ در پیشگاه سیمرغ»گفتهٔ مجنون که دشنام لیلی را بر آفرین همهٔ عالم ترجیح میداداگلی نظمیوسفی کانجم سپندش سوختندده برادر چون ورا بفروختندعطار»منطقالطیر»سیمرغ در پیشگاه سیمرغ»حکایت خطی که برادران یوسف هنگام فروش او دادندآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفت مجنون گر همه روی زمینهر زمان بر من کنندی آفرینعطار»منطقالطیر»سیمرغ در پیشگاه سیمرغ»گفتهٔ مجنون که دشنام لیلی را بر آفرین همهٔ عالم ترجیح میداد
اگلی نظمیوسفی کانجم سپندش سوختندده برادر چون ورا بفروختندعطار»منطقالطیر»سیمرغ در پیشگاه سیمرغ»حکایت خطی که برادران یوسف هنگام فروش او دادند