عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتهٔ عباسه دربارهٔ روز رستخیزگفتهٔ عباسه دربارهٔ روز رستخیزشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگفت عباسه که روز رستخیزچون زهیبت خلق افتد در گریز22نقل کریںعاصیان و غافلان را از گناهرویها گردد به یک ساعت سیاه33نقل کریںخلق بیسرمایه حیران ماندههر یک از نوعی پریشان مانده44نقل کریںحق تعالی از زمین تا نه فلکصد هزاران ساله طاعت از ملک55نقل کریںپاک بستاند همه از لطف پاکوافکند اندر سر این مشت خاک66نقل کریںاز ملایک بانگ خیزد کای الهاز چه بر ما میزنند این خلق راه77نقل کریںحق تعالی گوید ای روحانیانچون شما را نیست زین سود و زیان88نقل کریںخاکیا ن را کار میگردد تمامنان برای گرسنه باید مدام99نقل کریںدیگری گفتش مخنث گوهرمهر زمانی مرغ شاخ دیگرم1010نقل کریںگاه رندم، گاه زاهد ،گاه مستگاه هست و نیست و گاهی نیست و هست1111نقل کریںگاه نفسم در خرابات افکندگاه جانم در مناجات افکند1212نقل کریںمن میان هر دو حیران ماندهچون کنم در چاه و زندان مانده1313نقل کریںگفت باری این بود در هر کسیزانک مردم یک صفت نبود بسی1414نقل کریںگر همه کس پاک بودی از نخستانبیا را کی شدی بعثت درست1515نقل کریںچون بود در طاعتت دلبستگیبا صلاح آیی به صد آهستگی1616نقل کریںتا که نکند کره عمری سرکشیتن فروندهد به آرام و خوشی1717نقل کریںای تنورستان غفلت جای توکردهٔ مطلوب سر تا پای تو1818نقل کریںاشک چون شنگرف اسرار دلستسیرخوردن چیست، زنگار دلست1919نقل کریںچون تو دایم نفس سگ را پروریکم نه آید از مخنث گوهری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون بمرد آن مرد مفسد در گناهگفت میبردند تابوتش به راهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت زاهدی خودپسند که از مردهای احتراز جستاگلی نظمگم شد از بغداد شبلی چندگاهکس بسوی او کجا میبرد راهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گمشدن شبلی از بغداد◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون بمرد آن مرد مفسد در گناهگفت میبردند تابوتش به راهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت زاهدی خودپسند که از مردهای احتراز جست
اگلی نظمگم شد از بغداد شبلی چندگاهکس بسوی او کجا میبرد راهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گمشدن شبلی از بغداد