عطار»منطقالطیر»جواب هدهد»جواب هدهدجواب هدهدشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، آزادهآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهدهد رهبر چنین گفت آن زمانکانک عاشق شد نه اندیشد ز جان22نقل کریںچون بترک جان بگوید عاشقیخواه زاهد باش خواهی فاسقی33نقل کریںچون دل تو دشمن جان آمدستجان برافشان ره به پایان آمدست44نقل کریںسد ره جانست، جان ایثار کنپس برافکن دیده و دیدار کن55نقل کریںگر ترا گویند از ایمان برآیور خطاب آید ترا کز جان برآی66نقل کریںتو که باشی ، این و آن را برفشانترک ایمان گیر و جان را برفشان77نقل کریںمنکری گوید که این بس منکرستعشق گو از کفر و ایمان برترست88نقل کریںعشق را با کفر و با ایمان چه کارعاشقان را لحظهای با جان چه کار99نقل کریںعاشق آتش بر همه خرمن زنداره بر فرقش نهند او تن زند1010نقل کریںدرد و خون دل بباید عشق راقصهٔ مشکل بباید عشق را1111نقل کریںساقیا خون جگر در جامکنگر نداری درد از ما وامکن1212نقل کریںعشق را دردی بباید پردهسوزگاه جان را پردهدر گه پردهدوز1313نقل کریںذرهٔ عشق از همه آفاق بهذرهٔ درد از همه عشاق به1414نقل کریںعشق مغز کاینات آمد مداملیک نبود عشق بیدردی تمام1515نقل کریںقدسیان را عشق هست و درد نیستدرد را جز آدمی در خَورد نیست1616نقل کریںهرکه را در عشق محکم شد قدمدر گذشت از کفر و از اسلام هم1717نقل کریںعشق سوی فقر در بگشایدتفقر سوی کفر ره بنمایدت1818نقل کریںچون ترا این کفر وین ایمان نمانداین تن تو گم شد و این جان نماند1919نقل کریںبعد از آن مردی شوی این کار رامرد باید این چنین اسرار را2020نقل کریںپای درنه همچو مردان و مترسدرگذار از کفر و ایمان و مترس2121نقل کریںچند ترسی، دست از طفلی بداربازشو چون شیرمردان پیش کار2222نقل کریںگر ترا صد عقبه ناگاه اوفتدباک نبود چون درین راه اوفتد◆اگلی / پچھلی نظماگلی نظمشیخ صَنعان، پیرِ عهدِ خویش بوددر کمال از هرچه گویم، بیش بودعطار»منطقالطیر»جواب هدهد»حکایت شیخ سمعان◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمشیخ صَنعان، پیرِ عهدِ خویش بوددر کمال از هرچه گویم، بیش بودعطار»منطقالطیر»جواب هدهد»حکایت شیخ سمعان