عطار»منطقالطیر»بیان وادی معرفت»حکایت محمود و دیوانهٔ ویرانهنشینحکایت محمود و دیوانهٔ ویرانهنشینشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشد مگر محمود در ویرانهایدید آنجا بیدلی دیوانهای22نقل کریںسر فرو برده به اندوهی که داشتپشت زیر بار آن کوهی که داشت33نقل کریںشاه را چون دید، گفتش دورباشورنه بر جانت زنم صد دور باش44نقل کریںتو نهای شاهی، که تو دون همتیدر خدای خویش کافر نعمتی55نقل کریںگفت محمودم، مرا کافر مگوییک سخن با من بگو، دیگر مگوی66نقل کریںگفت اگر میدانیی ای بیخبرکز که دور افتادهای زیر و زبر77نقل کریںنیستی خاکستر و خاکت تمامجمله آتش ریزیی بر سر مدام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا کسی عباسه گفت ای مرد عشقذرهای بر هرک تابد درد عشقعطار»منطقالطیر»بیان وادی معرفت»گفتار عباسه دربارهٔ عشق و معرفت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا کسی عباسه گفت ای مرد عشقذرهای بر هرک تابد درد عشقعطار»منطقالطیر»بیان وادی معرفت»گفتار عباسه دربارهٔ عشق و معرفت