صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »بیان وادی عشق
  4. »حکایت خواجه‌ای که عاشق کودکی فقاع فروش شد

حکایت خواجه‌ای که عاشق کودکی فقاع فروش شد

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

خواجه‌ای از خان و مان آواره شد

وز فقاعی کودکی بی‌چاره شد

2

شد ز فرط عشق سودایی ازو

گشت سر غوغای رسوایی ازو

3

هرچ او را بود اسباب و ضیاع

می‌فروخت و می‌خرید از وی فقاع

4

چون نماندش هیچ، بس درویش شد

عشق آن بی‌دل یکی صد بیش شد

5

گرچه می‌دادند نان او را تمام

گرسنه بودی و سیر از جان مدام

6

زانک چندانی که نانش می‌رسید

جمله می‌برد و فقاعی می‌خرید

7

دایما بنشسته بودی گرسنه

تا خرد یک دم فقاعی صد تنه

8

سایلی گفتش که ای آشفته کار

عشق چه بود سر این کن آشکار

9

گفت آن باشد که صد عالم متاع

جمله بفروشی برای یک فقاع

10

تا چنین کاری نیفتد مرد را

او چه داند عشق را و درد را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بعد ازین وادی عشق آید پدید

غرق آتش شد کسی کانجا رسید

عطار»منطق‌الطیر»بیان وادی عشق»بیان وادی عشق

اگلی نظم

اهل لیلی نیز مجنون را دمی

در قبیله ره ندادندی همی

عطار»منطق‌الطیر»بیان وادی عشق»حکایت مجنون که پوست پوشید و با گوسفندان به کوی لیلی رفت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور